تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
هيجده پاست . دو سوار وسط صحنه به يكديگر مىرسند ، آن‌كه در طرف چپ است حلقهء شاهى ( سيداريس ) را با ستونى از نور تفويض و سوار مقابل براى دريافت آن دست دراز مىكند . كتيبه‌اى به خط پهلوى در گوشهء راست هست كه نخستين‌بار بوسيلهء آقاى لونگ پريه « 1 » خوانده شده است و حاكى است : « اين تصويرى از ستايندهء اهورامزدا خداوند نرسى شاهنشاه اقوام آريائى و غيرآريائى از تبار خدايان فرزند ستايندهء اهورامزدا خدايگان شاپور شاهنشاه آريائىها و غير ايشان از تبار خدايان و فرزند خداوند ارتشتر ( اردشير ) شاهنشاه است » بنابراين اطلاع حاصل مىكنيم كه يكى از دو سوار نرسى است كه از سال 292 تا 301 ميلادى پادشاهى داشته و سپس تاج شهريارى را كنار گذاشته است . وى را فرزند يا برادر بهرام دوم نواده يا برادرزادهء شاپور اول پنداشته‌اند ، اما خود او در اين كتيبه خويشتن را فرزند شاپور مىخواند و نوادهء اردشير . « تامس » اظهار كرده است كه شايد اين شيوهء سخنورى نرسى بوده كه بدان‌وسيله از ذكر نام پادشاهان گمنام خوددارى نموده باشد ، ولى به‌نظر من بهتر است گفتهء نرسى دربارهء نسب خود حجت باشد و بايد اين شرح نسبى او را قبول كنيم ، زيراكه احتمال خلاف در آن نيست . از دو پيكره ، آن‌كه در سمت راست است پادشاه جوان است ، وى تاج مرصعى بر سر دارد كه كرهء ساسانى بر رأس آن قرار گرفته زلف سر نرسى بسيار زيبا بافته شده است و در عقب شانه حلقه‌وار فروريخته است . وى قيافهء آرام و ملايمى دارد و موى كوتاه ريش او گره خورده است . پيكرهء طرف چپ كه سيداريس تفويض مىكند بدون شك اهورامزدا است كه تاج قبه‌دار بر سر دارد و در رأس و عقب آن زلف طره‌اىاش فروريخته است . مشخصات چهره ، نيك محفوظ مانده و موى سر و ريش پيرانه دارد ، نه سيماى جوانان . دم دو پر اسب او و يراق تجملى هردو اسب و رگ‌وپى و عضلات رانها به‌وجه حيرت -
هامش
( 1 ) -Longperier