تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
ايجاد مىشود . اما وقتى كه من آنجا را ديدم صورت مرداب داشت . بهترين شاهدى كه مىتوان دربارهء اظهارات بىاساس و حيرت‌آور جهانگردان سابق ذكر كرد اين است كه قول ايشان را راجع به طول اين جلگه نقل كنم و چون اين محل كاملا از كوهستان محصور شده است امكان گسترش هم در ميان نبوده است . آنها نوشته‌اند كه طولش شانزده در ده ميل - حداكثر - و پنج در دو ميل حداقل است كه به‌نظر من بين هفت تا هشت ، در دو تا سه ميل مىشود . اصطخرى در قرن دهم ميلادى ذكرى از درياچهء مزبور كرده است و مىنويسد : « آب شيرين و گوارا دارد ، زمانى به‌كلى خشك شده بود و آبى نداشت در اينجا ماهىهاى كوچك فراوان صيد مىشود » . وقتى كه من اين جلگه را در زمستان ديدم هيچ‌گونه علف و گياهى در اطراف مرداب نبود و خارستان روى تپه هم قابل‌توجه نمىنمود . وضع و تركيب نواحى ايران در فصول مختلف سال به همان ميزان اختلاف رأى بين نويسندگان اين داستان جالب‌توجه است ، چنان كه از كلام ملكم مستفاد مىشود كه شرح مبسوطى در وصف دشت ارژن نوشته است : « اين جلگه محدود ، اما دلپذير از كوهستان احاطه شده است و از اطراف جوىها به آن وارد مىشود تا درياچه‌اى در وسط ايجاد كند . بعضى از اين جوىها كه از كوهسار به‌صورت آبشار جارى است آب بسيار صاف دارد به‌طورىكه شكل كوههاى مجاور در آن منعكس مىشود و خيلى زيباست . در كرانه‌هاى آن كشتزارهاى آباد و انواع گل‌ها ديده مىشود و از مشاهدهء اين وضع شگفتى فراوان به ما دست داد . »

جانوران

ده دشت ارژن در دامنهء تپه‌هاى شمالى واقع شده است و تلگرافخانه در خارج دهكده و وصل به آن است از ميزبانم كه ساكن اين ساختمان بود داستان‌هائى راجع به جانورانى شنيدم كه در آن حوالى فراوان‌اند . شير بىيال جنوب ايران غالبا در آن حدود ديده شده است . در نقطهء دورافتادهء همين جلگه بود كه در سال 1867 وقتى كه سر . اوس . جان سواره از راه كتل پيره‌زن بالا مىرفت مورد حملهء شير ماده قرار گرفت . اين شخص راوى نقل مىكرد كه آخرين جانور
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 247 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى