تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
نداشته است . از درياچهء دشت ارژن تا سر گردنه كه راه سرازيرى آغاز مىشود و 7400 پا بالاتر از سطح درياست شايد تقريبا دو ميل باشد . از آنجا چشم‌انداز بسيار عالى از فراز سلسله‌هاى پىدرپى به جانب دشتستان و باز جلوتر خليج‌فارس هست . اين سرازيرى كه جمعا 3000 پاست در مسافتى تقريبا چهار يا پنج ميل مسيرى دارد كه بىشباهت با راه‌هاى كوهستانى آلپ نيست ، اما بدون سيل و سيلاب و از اينجاست كه هر مسافر انگليسى راه را پياده خواهد رفت ، هرچند كه مىگويند قاطر ايرانى روىهمرفته حيوانى قوىپا و قابل اعتماد است ، ولى وضع و حال يابوى من بهيچ‌وجه از اين قرار نبوده است ، چون چندين بار زمين خورده بود . در نيمهء راه كتل پيره‌زن بر يك سطح نسبة هموار كاروانسراى « ميان‌كتل » واقع است كه براى بسيارى از مسافران و قاطران و قاطرچىهاى ناراضى اين راه از روزگاران پيش استراحت‌گاهى فراهم مىسازد . از بالاى اين ارتفاعات مىتوان جلگه‌اى را كه پنج ميل طول و يكى دو ميل پهنا دارد و پر از درختان بلوط و به نام « دشت برم » معروف است در پائين مشاهده نمود . از آنجا تا جلگه دو ميل ديگر راه است و عبور از يك انتها تا طرف ديگر يك ساعت وقت خواهد گرفت . در كتاب‌ها راجع به اين قسمت بلوطزار شرح دلچسبى خوانده بودم و تصور مىنمودم كه بر مرغزارها و زير سايهء درختان بلند آن ، سوارى جانانه‌اى خواهم كرد . البته درخت‌هاى بلوط در آنجا هست ، اما از چمن‌زار و سايه هيچ اثرى نيست ، بلكه راهى است پر از سنگ و درخت‌ها نيز خيلى از يكديگر جداست و بنابراين سايه‌اى وجود ندارد . در انتهاى دره جاده ناگهان به طرف چپ منحرف مىشود و قدرى سربالاست و در آنجا باز جلگه و منظرهء تازه‌اى پيداست و سرازيرى نفرت‌انگيز ديگرى در جلو ديده مىشود كه « كتل دختر » نام دارد .

كتل دختر

نمىدانم اين دختر از اصل‌ونسل پيره‌زنى است كه وصفش را شرح داده‌ام يا نه ، ولى بواسطهء شباهتى كه از جهات وضع و تركيب باهم