تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بناهائى كه بين شيراز و بوشهر ساخته است به نيكى ياد مىشود و گمان مىكنم هزاران نفر از مسافران اين جاده سپاسگزار او باشند ، هرچند كه شايد وى مخارج آن بناها را از كيسهء دهاتىهاى بيچاره گرفته باشد . در كاروانسراى اين محل به سال 1860 مينوتولى « 1 » وزير مختار پروس در دربار تهران درگذشت و در همين راه بين شيراز و خان زينيان در سال 1871 گروهبان كالينز يكى از متصديان ادارهء تلگراف هنگامى كه با زن و ملازمانش سفر مىكرد از طرف راهزنان مورد حمله واقع و كشته شد ، ولى او قبل از قتل دو سه تن از دزدان را به دست خود معدوم كرد . دو سه تن ديگر از ايشان را هم حسام السلطنه فرهاد ميرزا دستگير و به سبك مجازات معمولى خويش به مكافات رسانيد ، يعنى آنها را در ميان جرز گلى كنار جاده زنده‌به‌گور كرد تا مايهء عبرت ديگران شود . باآنكه اين محل را به من نشان نداده‌اند ، گمان مىكنم هنوز پابرجا باشد . از رودخانهء پرآبى كه در نزديكى آنجا از زير پل در كنار كاروانسرا مىگذشت عبور و در همان محل توقف و ناهار صرف كردم .

دشت ارزن « 2 » ( ارژن )

سه ميل جلوتر بوسيلهء پلى كه چندين طاق داشت از رودخانه عبور كرديم . اين پل باآنكه فقط بيست سال پيش ساخته شده بود سنگ - فرش خرابى داشت . پس از آنكه سه ميل ديگر در جلگه پيش رفتيم راه سربالا در جهت شرقى شروع گرديد . آنجا به نام سينه سفيد مشهور است . تا چهار ميل جاده پرسنگ و شيب‌دار بود و تپه‌هاى اطراف خارستان و درخت سيب و گلابى و زردآلو و تمشك صحرائى و گاهى نيز كاج داشت . در بالاى تپه برج ويرانى بود كه نشان ميداد آنجا محل پاسدارى و باجگيرى است . از اين نقطه منظرهء تازه‌اى در سمت جنوب رو به دشت ارژن ( كه در آنجا زياد مىرويد ) آغاز و در فصل بارندگى فرورفتگى اين جلگه پر از آب و درياچه‌اى
هامش
( 1 ) -Minutoli( 2 ) - ظاهرا اين عنوان قديم‌تر و شايد صحيح‌تر است بعضىها نيز دشت ارجن نوشته‌اند .