خشيارشا بوده جلوهگر مىشود ، آنگاه درمىيابيم كه دستگاه شاهنشاهى برتر و برازندهتر از آن به دست انسان بنا نشده بوده است .
پلكان بزرگ
متناسب با حواشى غريب و وضع و تركيب ساختمانى ايوان كاخ بطوركلى پلكان بزرگ كه درواقع يگانه وسيلهء دسترسى و ورود به كاخ - هاست نبايستى كه در وسط ، بلكه تقريبا پهلوى جبههء شمال غربى ساخته شده باشد .
ديوارهء مقابل ايوان را عمدا تورفتگى دادهاند و در دهنهاى كه بدينترتيب پيدا شده است در يك نگاه دو رديف جلبتوجه مىكند كه به طرفين راست و چپ انحراف يافته است و هركدام داراى پنجاه و هشت پله است ، در رأس هريك از اين دو رشته پاگردى هست كه به يكديگر ملحق مىشود .
اين رشتهء ثانوى يا فوقانى كه هركدام چهل و هشت پله دارد ( مجموع كل 212 پله ) پاگردى مركزى با هفتاد پا طول كه سطح آن با سر ايوان برابر است و در اينجا از سطح جلگه سى و چهار پا بالاتر است ، منتهى مىگردد .
چنان كه قبلا هم اشاره نمودم پلهها بسيار كوتاه و فقط داراى چهار اينچ عمق است با بيست و دو پا و نيم عرض و پانزده اينچ پهنا ، چندين پله و بنابر توجه اوزلى شانزده تا هفده تا را بر يك صخرهء كوه تراشيدهاند . با در نظر گرفتن 2400 سال تاثيرات هوا و حوادث ، باز روىهمرفته به وجه حيرتانگيزى محفوظ مانده است .
دستگاه پلكان بهعقيده من از اركان ضرورى كاخهاى هخامنشى به شمار مىرفته است . من با نظر بعضى از سياحان هيچ موافق نيستم كه متفقا آن را از بهترين پلكان موجود در جهان پنداشتهاند . پلكان كاخ پيروپيلا در آتن هرچند كه از روى سبك و سليقهء متفاوتى ساخته شده ، باز به عقيدهء اين جانب خيلى برازندهتر مىنمايد . در بناهاى همسبك و رديف تخت جمشيد بايد گفت كه پلكان بزرگ كاخهاى سارگن و سناخريب در نينوا بيشتر جالب نظر بوده است .
موضوع قابلتوجه اين است كه نه در پلكان و نه بر ديوارهاى ايوان كتيبه يا اثر ديگرى ديده نمىشود و تاريخ ساختن پلكان را هم قطعا نمىتوان