تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
لگدكوب ، ديده نمىشود هرچند كه روح و وضع حقيقى نبرد به‌نظر مىرسد ، اما اين تناسب در مورد سوارها و حيوانات رعايت نشده است .

لوحهء ششم - بهرام دوم و درباريان

وقتى كه به طرف مغرب پيش مىرويم به سطح صافى بر تخته سنگى مىرسيم كه نقشى ناتمام دارد و در نزديكى انتهاى پرتگاه در زير تنها ستونى كه از رأس آن بالا آمده است صحنهء ششم حجارى شده است كه اندازهء آن 17 پا در 8 پاست و از لحاظ موضوع و سبك كار با ديگر آثار عهد ساسانى تفاوت بسيار دارد . اين صحنه بر قسمت برآمدهء تخته‌سنگى كنده‌كارى شده و دنبالهء آن در دور صخره ادامه يافته است و نه تن به رديف ايستاده‌اند كه پنج تا در سمت چپ و چهار نفر در طرف راست‌اند و هر دو دسته به پيكرى كه درميان است مىنگرند و پائين بدن آنها تا حدود سينه در پشت حد و حايلى پنهان شده است . افرادى كه در طرف راست ايستاده‌اند كلاه‌هاى بلند با نيم تاج دارند با ريش و موى سر كه بافته است و دست راست و انگشتان سبابه را بلند كرده‌اند . از افراد سمت چپ دو تن نيز كلاه‌خود كه قبلا ذكر كردم بر سر دارند كه در رأس آن سر حيوانى نصب شده است كه نويسندگان به تفاوت سر اسب يا شير يا سگ نوشته‌اند و يك نفر هم سربرهنه با موهاى ضخيم مجعد است و دو تن آخرى در حاشيهء تخته‌سنگ حجارى شده‌اند و در ميان دو دسته خود پادشاه قرار دارد رو به تماشاگر هرچند كه سر پادشاه به طرف شانهء راست است و بنابراين نيم‌رخ است ، وى ديهيم بالدار بهرام دوم را بر سر دارد . در اين صحنه كرسى هم به‌نظر مىرسد . رالينسن با اثر و علامتى كه در آن يافته بود تصور نمود كه آن صحنه‌اى از زندگانى بهرام دوم باشد . وى كه با ظلم و خشونت شروع به پادشاهى كرده بود به ترغيب مغ ، درباريان از وى بازخواست نمودند و پادشاه در جواب سرزنش ايشان وعدهء اصلاحات و بهبود امور داد . اما من شك دارم كه هيچ سلطانى از روى ميل به تهيهء چنين يادگارى از وقايع زندگانى خود رضايت دهد . اگر انگلستان در