تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
درحالىكه هوش عمومى و شجاعت فردى آنها نيز وصف‌ناپذير است . اگر پرورش - دادن اين همه استعدادها در اختيار اروپائىها بود كه از عهدهء تشويق و سر - پرستى آنها برمىآمدند ، و غريزه‌هاى نظامى ايشان را ترقى مىدادند ، لشكر قابل و ممتازى به نظر من بهتر از آنچه تركيه قادر است ، در ظرف مدت كوتاهى فراهم مىگرديد . » راجع به طاقت و قدرت راه‌پيمائى پياده‌نظام ايران‌سر . هنرى گفته است كه وى يك‌بار مقدار پياده‌روى لشكر عباس ميرزا را كه 2500 ميل را پىدرپى طى كرده بودند ، حساب كرد و معلوم شد كه روزانه 21 ميل و نيم راه رفته بودند كه بدرستى گفته‌اند كه در تاريخ بىنظير بوده است . در يك مورد افراد هنگ خود او ( رالينسن ) كه منحل شده بود ، روز سوم به خانه‌هاى خود كه در فاصلهء 154 ميلى واقع بود رسيدند . سر . يوستين‌شيل كه تجربهء طولانىترى در قشون ايران داشت مىنويسد : « هرچند ايرانىها هرگز دقت ممتاز سرباز انگليسى را احراز نتوانند كرد ، ولى استعداد بسيار رضايت‌بخشى در درك و اجراى مقاصد اساسى دارند ، كه از يك هنگ پياده مورد انتظار و لزوم است . ايشان در كار جبهه‌سازى يا مقابله با دشمن و ستون‌بندى استعداد بسيار دارند ، حتى اگر از جانب افسران اروپائى كمكى هم نيافته باشند ، ولى همين كه عدهء آنها بيشتر و زياد شود و حركت ضرورى باشد آن‌وقت است كه آشفتگى نمايان مىشود و عادت ايشان هم اين است كه در چنين وضع و حالى اصلا از حركت بازميمانند . » ما ميتوانيم قول سر . اف . گلداسميد و سرهنگ وال بيكر و سروان ناپير را كه در اين زمينه نظرهاى مشابهى اظهار كرده‌اند شاهد بياوريم ، ولى من فقط به ذكر رأى سر . اف . مك‌گرگور كه نظر انتقادى نسبت به همهء صفوف لشكرى كه در ايران ديده و راجع به فوج‌هائى كه در بيرون شهر مشهد بازديد كرده بود اظهار نموده است اكتفا ميكنم :
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 775 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى