سهم ندهى « 1 » ، و رحمت خود را بوسيلهء ابر پرباران و گياه سر سبز بر ما بگستران ، و منت بنه بر بندگانت به ( اصلاح ) ميوههاى گوناگون ، و زنده گردان شهرهاى خود را به رسيدن شكوفهها ، و گواه ساز فرشتگان نويسندهء گرامى خود را بنزول بارانى سودمند حيات بخش گواراى سيرابكننده كامل ، عمومى ، پاك ، با بركت ، حاصلخيز ، كه نفعش پيوسته ، و خيرش عمومى ، و گياهش پاكيزه ، و زراعتش فزاينده ، و چوب ( و ساقهء گياهش ) خرم ، شاخهاش سر سبز ، آثارش خرمى و شادابى ، رعد و برقش كاذب و تو خالى ( بىباران ) نباشد ، و ابرهايش بىآب و پراكنده نباشد ، و بارانش ريز و توأم با بادهاى سرد نباشد ، ( بلكه ) بفراوانى محصول و خير مردمش جارى گردد ، تا بوسيلهء آن بندگان ناتوانت از بيچارگى و فقر برهند و زمينهاى مردهء شهرهايت را بدان زنده گردانى ، و روزى پراكندهات را يك جا گرد آورى ، و رحمت مخزون در گنجينهات را برون آرى ، و مردمان دور از خلق خود را نيز فراگيرى ، تا در نتيجه مردمان قحطى زده از بركت فراوانى نعمت و محصولش پر نعمت و زنده گردند ، و گوديهاى زمين پر آب از گردد ، و قلههاى كوه دامنهاى خود را نيز ( پر از گل و گياه ) برگ دار سازد ، و درختان سياه ( و سر سبز ) گردد با سر قبهها « 2 » ، و پر علف گردد بدان زمينهاى بىعلف ما ، و روان شود بدان زمينهاى گود و پست ما ، و سرسبز گردد بدان محل ما ، و رو آرد بدان ميوههاى ما ، و زندگى كند بدان چهار پايان ما ، و سيراب گردد بدان زمينهاى دور دست ما ، و كمك گيرند بدان مردمان
هامش
( 1 ) يعنى ما را در مقابل گناهانى كه از ما سر زده سهم و بهره مده كه در نتيجه مستحق عذاب تو گرديم .
( 2 ) منظور از قبه در اينجا نيشهائى است كه معمولا در اواخر اسفند ماه بر درختان مىزند و كم كم برگ و گل از ميان آنها بيرون مىآيد .