همگان به خود نزديكتر گردان ، و بهرهاش را از رضوان خود فراوانتر از آنان مقرر دار ، و در بهشت صفوف امت ويرا از آنان بيشتر كن ، چون كه وى در برابر سنگها ( و بتهاى سنگى ) سجده نكرد ، و براى درختان ( و خدايان چوبى ) سر تعظيم فرود نياورد ، و باده ( و شراب ) را حلال ندانست ، و خون ( ناحق ) نريخت ، ( يا خون نخورد ) .
خدايا ما رو به تو آورديم در هنگامى كه بطور ناگهان به تنگناهاى سخت دچار گشته ، و باز داشتگاههاى دشوار ما را درمانده ساخته ، و علائق زشتى و ننگ نيش خود را بر ما فرو كرده ( و ملازم ما گشته ) ، آثار دروغ در ما ريشه دار شده « 1 » ، و شترهاى لاغر قحطى و خشكسالى در ميان ما فراوان گشته « 2 » و ابرهاى پر باران ما را از باريدن مأيوس كرده « 3 » و هياهوى اسبان « 4 » ما را تشنه ساخته ، و توئى مايهء اميد هر غمزدهء اندوهناك ، و تكيهگاه هر خواهندهء ملتمس ، تو را ميخوانيم در وقتى كه مردم مأيوس شده و بارانى از ابر نيايد ، و حيوانات چرنده نابود گشتهاند ، اى زنده اى پاينده ( تو را بخوانيم ) بشمارهء درختان و ستارگان و فرشتگان بصف ، و آسمان باز داشته ( شده از بهم خوردن نظم و ترتيب آن « 5 » و از تو خواهيم ) كه ما را نوميد باز نگردانى ، و ما را بكردار بدمان
هامش
( 1 ) مجلسى ( ره ) گويد : يعنى خشم تو كه نتيجهء دروغ ما است در ميان ما بزرگ و مستحكم شده .
( 2 ) حدابير جمع حد بار است ، و حد بار بشتر لاغرى گويند كه از لاغرى استخوان پشتش آشكار شده ، و حضرت در اين جمله سالهاى خشك را بشتران مزبور تشبيه فرموده .
( 3 ) يا نسبت بما بيوفا گشته .
( 4 ) و در برخى نسخ « العود » بجاى « القود » است و « عود » به معناى شتران پير و گوسفندان است .
( 5 ) مجلسى اول در شرح اين فقره گويد : مراد از عنان : ابر است و مقصود از ابر مكفوف يعنى ابرى كه از ريزش باران ممنوع است . ولى شايد آنچه را در ترجمه اختيار كرديم ظاهرتر باشد .