تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
تو است ستايش ابدى جاويدان هميشگى كه فزون شود ولى كم نگردد ، بدان نحو كه دوست دارى و خوشنود شوى ، خدايا اگر مرا بجنايتم مأخوذ دارى من هم تو را بعفوت بگيرم ، و اگر بگناهانم بگيرى من هم تو را بآمرزشت بگيرم ، و اگر بدوزخم ببرى بدوزخيان اعلام كنم كه تو را دوست دارم . خدايا اگر عمل من در جنب اطاعت تو كوچك است ولى آرزويم در كنار اميد به تو بزرگ است ، خدايا چگونه من از پيش تو محروم برگردم با اينكه چنان حسن ظنى بجود و بخششت دارم كه مرا مورد رحمت خويش قرار داده با نجات بازم خواهى گرداند ، خدايا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى كردم ، و جوانيم را در مستى دورى از تو از بين بردم ، و از اين رو خدايا بيدار نشدم در آن روزگارى كه بكرم تو مغرور بودم ، و به راه خشم تو متمايل گشته بودم ، خدايا من بندهء تو و فرزند بندهء توأم كه در برابرت ايستاده و بوسيلهء كرم تو بدرگاهت توسل جويم ، خدايا من بنده‌اى هستم كه ميخواهم از آلودگى آنچه بدان با تو روبرو شدم از بىحيائى خودم در پيش روى تو ، خود را پاك سازم ، و از تو گذشت ميخواهم زيرا گذشت وصف شناساى كرم تو است . خدايا من آن نيروئى كه بتوانم بوسيلهء آن خود را از نافرمانيت منتقل سازم ندارم ، مگر در آن وقت كه تو براى دوستيت بيدارم كنى ، و آن طور كه خواهى باشم ، پس تو را سپاس گويم كه مرا در كرم خويش داخل كرده‌اى ، و دلم را از چركيهاى بيخبرى و غفلت خويش پاكيزه ساختى . خدايا به من بنگر نگريستن كسى كه او را خوانده‌اى و او پاسخت داده ، و به يارى خويش بكارش واداشته‌اى ، و فرمانبرداريت كرده ، اى نزديكى كه دور نگردى از آن كس كه به دو مغرور گشته ، و اى بخشنده‌اى كه