تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
هستند ، و ( از آن سو ) از دريافت آن رحمت و مهرت نيز كه نيكوكاران انتظارش را دارند مأيوس نيستم . خدايا به من غضب مكن كه من نيرو و تاب غضب تو را ندارم و بر من خشم مكن كه من نتوانم در برابر خشمت ايستادگى كنم . خدايا مگر مادر براى آتش ( دوزخ ) مرا پروريده ، پس اى كاش مرا نپروريده بود ؟ و ايا براى شقاوت و بدبختى مرا زائيده پس اى كاش مرا نزائيده بود . خدايا اشكم ريزان گردد در وقتى كه لغزشهايم را ياد كنم ولى ( نميدانم ) چرا اشكم ريزان نگردد با اينكه نميدانم سرانجامم بكجا انجامد ، و مسيرم بكجا پايان يابد ، و نفس خود را چنان بينم كه به من نيرنگ زند ، و روزگارم را مشاهده ميكنم كه مرا گول زند ، در صورتى كه بالهاى مرگ بر سرم سايه افكنده ، و ديدگانش از نزديك مرا تحت نظر و نگاه خويش قرار داده ، و با اينكه بانگ بلندش گوشهايم را پر كرده عذرم ( در ارتكاب گناه و غفلت از مرگ ) چيست ؟ خدايا من از آن بزرگوارى كه در ميان زندگان جامهء تندرستيش را ببرم كرد اميد آن دارم كه با زيادى مهرش در ميان مردگان برهنه‌ام نسازد . و از آن كس كه در دوران زندگى با احسان خود سرپرستيم كرد اميدوارم كه هنگام مرگم همان را براى آمرزش واسطه و شفيعم گرداند . اى مونس هر بيكس ، به بيكسى من در گور همدمى بخش ، و اى همدم هر تك و تنها ، به تنهائيم در قبر رحم فرما ، و اى داناى هر راز و سخن درگوشى ، و اى بر طرف كنندهء سختى و گرفتارى نظرت در ميان ساكنين اين كرهء خاكى نسبت به من چسان است ! و رفتارت نسبت به من در آن خانهء وحشت و گرفتارى چگونه است ! كه تو در دوران زندگى اين دنيا به من مهربان بودى ، اى كه در نعمت بخشى از همگان زياده بخش‌تر ، و انعام نعمتش ( به بندگان ) از همه بيشتر است . خدايا نعمتهائى كه به من دادى ( آنقدر ) بسيار شد كه از شمردنش
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 166 | سيد هاشم رسولي محلاتى / عبد الله بن صالح السماهيجي