تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
اظهار نكند زيرا كه با وجود ايمان بآن انكار بعضي از احكام آن معقول نمىشود واللَّه تعالى يعلم .

9632

ما أعظم المصيبة في الدّنيا مع عظم الفاقة غدا . چه بزرگست ماتم در دنيا با وجود درويشى بزرگ در آخرت ، مراد اينست كه ماتم در دنيا با وجود اجر وثواب در آخرت در حقيقت ماتم نيست ماتم بزرگ ماتم دنياست با وجود تهيدستى در آخرت كه آن درويشى بزرگست .

9633

ما نلت من دنياك فلا تكثير به فرحا ، وما فاتك منها فلا تأس عليه حزنا . آنچه برسى بآن از دنياي خود پس بسيار مكن بآن شادى را ، وآنچه فوت شود ترا از آن پس اندوهناك مشو بر آن اندوهى .

9634

ما أكلته راح وما أطعمته فاح . آنچه خوردى آنرا رفت ، وآنچه خورانيدى آنرا پهن شد بوى خوش آن .

9635

ما لي أراكم اشباحا بلا أرواح ، وأرواحا بلا فلاح ، ونسّاكا بلا صلاح ، وتجّارا بلا أرباح . چيست مرا كه مىبينم شما را صورتي چند بي روحها ، وروحي چند بي رستگارى ، وعبادت كنندهء چند بي صلاح ، وبازرگانى چند بي سودها ، غرض تشنيع بر جمعى از أصحاب خود بوده باين كه چيست مرا كه مىبينم شما را چنين وچنان يعنى چرا شما چنينيد كه من شما را چنين مىبينم . . . ؟ ! نهايت باين عبارت تعبير شده [ جهت ] اشاره باين كه معقول نيست كه شما چنين باشيد ونمىدانم كه مرا چه شده كه شما را چنين مىبينم « صورتي چند بي روحها » يعنى بي جان باعتبار اين كه اثر خيرى بر ايشان مترتّب نمىشده پس گويا بي جان بوده‌اند ، و « روحي چند » يعنى مىبينم شما را