نعمتي كه شكر كرده نشود مانند گناهيست كه آمرزيده نشود ، يعنى مثل آنست در قبح وزشتى وضرر وزيان .
9960
نزول القدر يسبق الحذر .
فرود آمدن قدر پيشى مىگيرد بر حذر ، يعنى هر گاه تقدير حتمي حق تعالى بوقوع مصيبتى يا بلائي تعلّق گرفته باشد نزول آن امر پيشى مىگيرد بر حذر ، يعنى غلبه ميكند بر حذر ، وهر انديشه وتدبيري كه بشود از براي دفع آن ، سودى ندهد ، يا اين كه نگذارد كه حذر از آن واقع شود ، وغرض از اين دفع حسرت وندامت بعضي مردم است كه در هر مصيبت وبلائي مىكشند بگمان اين كه اگر فلان تدبير مىكرديم آن واقع نمىشد ، وبيان اين كه چنين نيست وگاه هست كه هيچ تدبيري سود ندهد ، يا اين كه حق تعالى چنان كند كه تدبير در آن واقع نشود .
9961
نزول القدر يعمى البصر .
فرود آمدن قدر كور مىگرداند بينائى را ، اين هم نزديك بمضمون فقرهء سابقست ومراد اينست كه هر گاه تقدير حتمي حق تعالى شده باشد بنزول امرى ، بينائى در آن كور مىگردد واز تدبير دفع آن فرو مىماند وراه چارهء آن را نمىبيند وبفكر آن نمىافتد ، يا اين كه در هر تدبيري كه بكند خطا كند وسودى ندهد بلكه ضرر كند .
9962
نزّه نفسك عن كلّ دنيّة وان ساقتك إلى الرّغائب .
پاكيزه گردان نفس خود را از هر دنيّه واگر چه براند ترا بسوى عطاهاى بسيار ، مراد به « دنيّه » هر صفت پستى است كه آدمي را خفيف وسبك وپست مرتبه گرداند .
9963
نكير الجواب من نكير الخطاب .
ناخوش داشتن جواب از ناخوش داشتن خطابست ، يعنى غالب اينست كه