خوب مرديست احسان « احسان را مرد خوب گفتن » از براي مبالغه در خوبى آنست واين كه آن بمنزلهء مرد باهوش خوبيست كه البتة خير أو باين كس برسد ، ودر بعضي نسخهها « الرّؤف » بجاى « المعروف » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : خوب مرديست بسيار مهربان يعنى مردى كه بسيار مهربانى كند با مردم ، واين ظاهرترست .
9891
نعم الذّخر المعروف .
خوب ذخيرة وپس اندوزيست « 1 » احسان ، زيرا كه ذخيرة وپس اندوزيست « 2 » از براي دنيا وآخرت .
9892
نعم القرين الدّين .
خوب همراهيست دين ، يعنى ديندارى كه همراهى با آن باعث نيكبختى دنيا وآخرت باشد .
9893
نعم الطّارد للشّك اليقين .
خوب دور كننده است مر شكّ را يقين ، ظاهر اينست كه مراد به « يقين » در اينجا اعتقاد جزميست كه از روى دليل وبرهان باشد چنانكه اصطلاح مشهوريست ومراد اين باشد كه : اگر كسى خواهد كه شكّ را خوب از خود دور كند در مسئلهء بايد كه تحصيل يقين بآن كند از روى دليل وبرهان اگر ممكن باشد تا ديگر شكّ را راهى نباشد باو ، واگر نه ظنّ وگمان وجزمى كه از روى دليل نباشد مثل اين كه از راه تقليد باشد بسيار مىشود كه زايل مىگردد بشكّ وتردّد در آن .
9894
نعم قرين العقل الأدب .
هامش
( 1 ) كذا بخطّه ( ره ) صريحا بواو ، ودر اين زمان معروف « پس انداز » است بألف .
( 2 ) كذا بخطّه ( ره ) صريحا بواو ، ودر اين زمان معروف « پس انداز » است بألف .