« راستى يقين داشتن » يعنى بأحوال مبدأ ومعاد .
9868
مستعمل الباطل معذّب ملوم .
كار فرمايندهء باطل يعنى ارتكاب كنندهء آن عذاب كرده شدهء ملامت كرده شده است .
9869
مستعمل الحرص شقىّ مذموم .
كار فرمايندهء حرص بدبخت مذمّت كرده شده است .
9870
معاجلة الانتقام من شيم اللّئام .
شتاب كردن در انتقام از خصلتهاى لئيمانست يعنى مردم دنى پست مرتبه .
9871
معاجلة الذّنوب بالغفران من أخلاق الكرام .
شتاب كردن گناهان را ببخشش را خويهاى كريمانست يعنى مردم شريف بلند مرتبه .
9872
مودّة العوامّ تنقطع كانقطاع السّحاب ، وتنقشع كما ينقشع السّراب .
دوستى عوام بريده مىشود مانند بريده شدن ابر ، وزايل مىشود چنانكه زايل مىشود سراب ، مراد به « عوام » عامهء مردم وأكثر ايشانست كه مخصوص نباشند بفضل ومزيّتى وغرض اينست كه اعتمادي نيست بر دوستى ايشان ، بزودى باندك سببي بريده شود مانند سحاب ، وزايل گردد مثل سراب .
9873
موافقة الأصحاب تديم الاصطحاب ، والرّفق في المطالب يسهّل الأسباب .