تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
هر كه رها كند زبان خود را ظاهر كند تنكى « 1 » عقل خود را .

9176

من وصلك وهو معدم خير لك ممّن جفاك وهو مكثر . هر كه پيوند كند ترا وأو بىچيز باشد بهترست از براي تو از كسى كه ببرّد از تو وأو مالدار باشد ، غرض اينست كه دوستى ومصاحبت با درويشى كه پيوند كند ترا وشرايط دوستى ومصاحبت بجا آورد بهترست از براي تو از دوستى ومصاحبت با صاحب مالي كه ببرّد از تو وشرايط دوستى ومصاحبت بجا نياورد .

9177

من استبدّ برأيه خاطر وغرّر . هر كه منفرد باشد برأي خود مشرف كرده خود را بر هلاكت وفريب داده .

9178

من اطمأنّ قبل الاختبار ندم . هر كه اعتماد كند پيش از آزمايش پشيمان گردد .

9179

من أبرم سئم « 2 » . هر كه ابرام كند ملول شوند مردم از أو .

9180

من حفظ التّجارب أصابت أفعاله . هر كه حفظ كند تجربه‌ها را درست باشد كارهاى أو .

9181

من تجنّب الكذب صدّقت أقواله . هر كه دورى كند از دروغ تصديق كرده شود أقوال أو ، يعنى مردم از قماش أقوال أو صدق آنها را استنباط كنند وتصديق آنها كنند .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) بر روى تاء زبر وبر روى نون ضمّه گذاشته پس بنظر مىآيد كه تنكى بر وزن ومعنى سبكى باشد فراجع كتب اللغة . ( 2 ) باعتبار « سئم منه » معنى شده است .