9193
من ادّعى من العلم غايته فقد أظهر من جهله نهايته .
هر كه دعوى كند از علم نهايت آن را پس بتحقيق كه آشكار كند از ناداني خود غايت آن را ، زيرا كه نهايت علم را بغير حقّ تعالى كسى نداند حتّى أنبيا وأوصيا صلوات اللّه وسلامه عليهم ، نهايت ايشان را بهرهء كاملى از آن باشد وغير ايشان هر كه باشد بخشيده نشده مگر قليلي از آن مانند قطرهء از دريا بلكه مقدارى متناهي از غير متناهي ، پس هر كه دعوى نهايت آن . كند نهايت ناداني وجهل خود را ظاهر كند .
9194
من ظنّ بنفسه خيرا فقد أوسعها ضيرا .
هر كه گمان كند بنفس خود خيرى را پس بتحقيق كه وسعت داده آن را ضررى ، يعنى آن را ضررى وسيع رسانيده ، زيرا كه اين گمان أو عجب وخودبينى است كه ضرر آن عظيم است چنانكه مكرّر مذكور شد .
9195
من ورد مناهل الوفاء روى من مشارب الصّفاء .
هر كه وارد شود مناهل وفا را سيراب گردد از مشارب صفا ، « مناهل » جايگاههاى آب را گويند كه مردم به آنجا وارد شوند از براي برداشتن آب ، واثبات « مناهل » از براي « وفا » باعتبار تشبيه آنست بآب در بودن سبب حيات ، چه آب سبب حيات صوري مىگردد ، ووفا سبب حيات معنوي ، و « مشارب » جمع « مشربه » است بكسر ميم يعنى ظرفى كه از آن آب آشامند « 1 » ومراد به « صفا » يا صافي اعمال واخلاق است ويا صافي اجر وثواب ، وبر هر تقدير اثبات مشارب از براي آنها باعتبار تشبيه آنهاست نيز بآب ، باعتبار همان وجه مذكور ، وحاصل كلام اينست كه :
هر كه وارد شود بمناهل وفادارى سيراب گردد از مشربهاى صافي اخلاق وافعال ،
هامش
( 1 ) ممكن است كه « مشارب » را جمع « مشرب » نيز گرفت كه اسم مكان ومرادف « منهل » باشد .