هر كه ملامت كند سفيهى را پس بتحقيق كه در آورد در عرضهء دشنام نفس خود را ، مراد منع از نصيحت وملامت « سفيه » است يعنى كم حلم يا بىحلم يا جاهل ، واين كه باعث اين مىشود كه دشنام دهد وهرزه گويد .
9172
من آثرك بنشبه فقد اختارك على نفسه .
هر كه برگزيند ترا بنشب خود پس اختيار كرده ترا بر نفس خود ، « نشب » بفتح نون وشين با نقطه بمعنى مال وعقارست چنانكه در صحاح گفته ، يا مال أصيل از ناطق وصامت چنانكه در قاموس گفته ، ومراد اينست كه : هر كه مال خود را يا مال عمدهء از خود را بكسى بدهد داخل است در آنكه مدح شده از اختيار كنندهء غير خود بر نفس خود ، وظاهر اينست كه اين در وقتيست كه آن غير محتاج بآن باشد چنانكه از اخبار ديگر مستفاد مىشود ، و « نشب » بمعنى افتادن در چيزى كه خلاصي از آن نباشد نيز آمده وبنا بر اين ممكن است كه معنى اين باشد كه : هر كه بر گزيند ترا باين كه خود در بلائي افتد از براي رفاهيت تو پس أو داخل است در آنكه مدح شده از اختيار كنندهء غير خود بر نفس خود وآن مخصوص باختيار كردن در دادن مال نيست .
9173
من ساء لفظه ساء حظّه .
هر كه بد باشد لفظ أو يعنى سخن أو بد باشد حظّ أو ، يعنى بهره ونصيب أو .
9174
من أطلق طرفه اجتلب حتفه .
هر كه رها كند چشم خود را بكشد مرگ خود را ، مراد به « رها كردن چشم » رها كردن آنست از براي نگاههاى حرام يا نگاه كردن بزينتهاى دنيا چنانكه مكرّر مذكور شد ، وبه « كشيدن مرگ » كشيدن هلاكت معنوي .
9175
من أطلق لسانه أبان عن سخفه .