هر كه وسعت دهد خدا بر أو نعمتي را « 1 » لازمست بر أو كه وسعت دهد مردم را انعامى .
9112
من زاده اللَّه كرامة فحقيق به أن يزيد النّاس اكراما .
هر كه زياد كند خدا أو را كرامتي پس سزاوارست باو اين كه زياد كند مردم را اكرامى ، مراد به « كرامت » نعمتيست كه بآن گرامى وبلند مرتبه گرداند أو را .
9113
من اهتمّ برزق غد لم يفلح أبدا .
هر كه اهتمام داشته باشد بروزى فردا واندوهگين باشد از براي آن فيروزى نيابد هرگز ، مؤمن بايد كه توكّل أو بر خدا باشد ودر غم روزى فردا نباشد ، حقّ تعالى مىرساند .
9114
من أوتى نعمة فقد استعبد بها حتّى يعتقه القيام بشكرها .
هر كه داده شود نعمتي پس بتحقيق كه بنده گردانيده شود بسبب آن تا اين كه آزاد كند أو را ايستادگى بشكر آن .
9115
من لم يربّ معروفه فقد ضيّعه .
هر كه تربيت نكند احسان خود را پس بتحقيق كه ضايع كرده آن را ، مراد به « تربيت احسان » اينست كه آنرا بكمال رساند وناقص نگذارد ، يا اين كه پى در پى كند وقطع نكند ، يا اين كه در مصرف آن صرف كند وبغير أهل آن ندهد .
9116
من منّ بمعروفه فقد كدّر ما صنعه .
هامش
( 1 ) اين ترجمه مبنى بر آنست كه « نعمة » بصيغهء مفرد ونكره بوده باشد چنانكه شارح ( ره ) بخطّ خود چنين ضبط كرده وطبق آن شرح فرموده ليكن در بعضي نسخ ديگر « نعمه » بصيغهء جمع واضافه بضمير غائبى كه بلفظ « اللّه » بر مىگردد ضبط شده است پس معنى اين خواهد بود كه : هر كه وسعت دهد خدا بر أو نعمتهاى خود را » .