هر كه ياد كند مرگ را راضى گردد از دنيا باندكى .
8844
من اكتفى باليسير استغنى عن الكثير .
هر كه راضى شود باندك بىنياز مىشود از بسيار ، يعنى اكتفا باندك مىتوان كرد وبا آن حاجت ببسيار نيست وتعب وزحمت از براي آن نبايد كشيد .
8845
من آثر على نفسه استحقّ اسم الفضيلة .
هر كه ايثار كند بر نفس خود سزاوار باشد اسم فضيلت را ، مراد به « ايثار بر نفس خود » بر گزيدن ديگريست بر خود بدادن چيزى باو با وجود حاجت خود بآن ، و « فضيلت » بمعنى افزونى مرتبه است و « سزاوار باشد اسم أو را » يعنى سزاوار باشد كه آنرا نسبت باو دهند وأو را صاحب آن گويند .
8846
من بخل بمالا يملكه فقد بالغ في الرّذيلة « 1 » .
هر كه بخل كند به آن چه مالك آن نباشد پس أو بنهايت رسيده در رذيلت ، « بخيلى كردن كسى به آن چه مالك آن نباشد » مثل حسد بردن كسيست بر كسى كه حقّ تعالى يا ديگرى چيزى باو دهد واندوهناك شدن بسبب آن ، و « رذيلت » مقابل فضيلت است يعنى دنائت وپستى مرتبه .
8847
من اتّقى اللَّه سبحانه جعل له من كلّ همّ فرجا ومن كلّ ضيق مخرجا .
هر كه بترسد از خداى سبحانه بگرداند از براي أو از هر اندوهى گشايشى واز هر تنگيى بدر شدى .
8848
من صبر على بلاء اللَّه سبحانه فحقّ اللَّه أدّى وعقابه اتّقى وثوابه رجى .
هر كه صبر كند بر بلاى خداى - سبحانه - پس حقّ خدا را ادا كرده ، واز عقاب أو ترسيده ، وثواب أو را اميد داشته .
هامش
( 1 ) در هر دو نسخهء چاپى : « بالرّذيلة » ( چاپ صيدا ص 213 ، س 19 ، وچاپ هند ص 329 ، س 13 ) پس باء بمعنى « في » است .