هر كه بلغزد از راه واضح راه يعنى وسط آن كه واضح وآشكارست بيفتد در حيرانى مضيق يعنى تنگى يا راه تنگ .
8775
من دعاك إلى الدّار الباقية وأعانك على العمل لها فهو الصّديق الشّفيق .
هر كه بخواند ترا بسوى سراى پاينده ويارى كند ترا بر آن ، پس اوست دوست شفيق .
8776
من منع المال من يحمده ورّثه من لا يحمده .
هر كه منع كند مال را از كسى كه ستايش أو كند ميراث دهد أو را بكسى كه ستايش أو نكند .
8777
من قضى حقّ من لا يقضى حقّه فقد عبّده « 1 » .
هر كه بجا آورد حقّ كسى را كه أو بجا نياورد حقّ أو را پس بتحقيق كه بنده گرداند أو را ، مراد به « حقّ » حقّ احسانست كه هر برادرى بر برادر خود دارد وغرض اينست كه هر كه احسان كند بكسى كه أو احسان نكند باو ، يا باعتبار اين كه قادر بر آن نباشد يا اين كه دشمنى وعداوتى با أو داشته باشد پس أو را بمنزلهء بندهء خود گرداند ، زيرا كه كسى كه قادر بر احسان نباشد وكسى احسان باو كند آن احسان كمال وقع در نظر أو دارد وبآن اعتبار مطيع وفرمانبردار وبمنزلهء بندهء أو مىگردد ، وهمچنين دشمن هرگاه از كسى احسان ببيند با وجود دشمنى قطع دشمنى كند ودوست وبنده گردد چنانكه بتجربه معلوم شده .
8778
من احتاج إليك كانت طاعته لك بقدر حاجته إليك .
هامش
( 1 ) در كتب لغت ضمن ذكر معاني « عبّد » ( بتشديد باء ) گفتهاند : « جعله أو اتّخذه عبدا » .