تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
در هر دو جا بشين نقطه دارست ، وبنا بر اين غرض تحريص بر نگاهداشتن خودست از شرّ خود واين كه كسى كه ضعيف باشد از نگاهداشتن خود از شرّ نفس خود پس أو ضعيف‌تر خواهد بود در نگاهداشتن خود از شرّ ديگران .

8758

من عرف نفسه فهو لغيره أعرف . هر كه بشناسد نفس خود را پس أو از براي غير أو شناسنده‌ترست ، مراد به « شناختن نفس خود » شناختن قدر وپايهء نفس خودست يا عيوب وبديهاى أو ، واين كه آن دشوارترست از شناختن غير خود وقدر وپايهء أو ، يا عيوب وبديهاى أو ، زيرا كه غالب اينست كه آدمي متوجّه نفس خود نمىشود واز قدر وپايهء خود تجاوز ميكند وبعيوب وبديهاى خود نمىرسد وتجسّس وتفحصّ أحوال ديگران ميكند وبمرتبهء هر كس وعيوب وبديهاى أو شناسا مىگردد ، وغرض اينست كه كسى كه خواهد كه معرفت أو كامل باشد بايد كه خود را بشناسد ، خود را كه شناخت ديگران را بهتر خواهد شناخت .

8759

من لا اخوان له لا أهل له . هر كه نباشد برادران از براي أو نباشد أهلي از براي أو ، مراد اينست كه عمدهء أهل اين كس برادرانست نسبى ، هر كه را برادران نباشد گويا أهلي ندارد هر چند أهل بسيار داشته باشد ، ومراد برادران نسبى است يا دوستان خالص .

8760

من لا صديق له لا ذخر له . هر كه نباشد دوستى از براي أو نيست ذخيرهء از براي أو ، يعنى ذخيرهء عمده از براي روز نيك وبد دوست است ، كسى كه دوستى نداشته باشد گويا أصلا ذخيرهء ندارد هر چند ذخاير ديگر داشته باشد .

8761

من لا دين له لا نجاة له .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 363 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)