هر كه بذل كند نهايت طاقت خود را برسد بنهايت ارادهء خود ، يعنى نهايت آنچه ارادهء آن دارد وسعى كند از براي آن ، ومراد اينست كه در هر كارى كسى كه بذل جهد خود كند بمنتهاى ارادهء خود برسد ، يا اين كه هر كه بذل جهد خود كند در طلب نيكبختى خود كه بايد كه ارادهء هر كسى آن باشد بمنتهاى ارادهء خود برسد .
8786
من راقه زبرج الدّنيا أعقب ناظريه كمها .
هر كه خوش آيد أو را زينت دنيا ميراث دهد چشمهاى خود را كورى مادرزاد ، يعنى آنها را بمنزلهء كور ونابينا گرداند از آنچه صلاح وخير أو در آن باشد نهايت كوريى مانند كورى مادرزاد .
8787
من حفر لأخيه المؤمن بئرا أوقع فيها .
هر كه بكند از براي برادر مؤمن خود چاهى انداخته شود در آن ، يعنى أو خود در آن افتد .
8788
من اتّهم نفسه فقد غالب الشّيطان .
هر كه متّهم دارد نفس خود را پس بتحقيق كه غلبه كند بر شيطان ، مراد به « متّهم داشتن نفس » اينست كه اعتماد بر أو نكند وهمواره از أو با خبر باشد كه مبادا خيانتى بكند .
8789
من خالف نفسه فقد غلب الشّيطان .
هر كه مخالفت كند نفس خود را پس بتحقيق كه غلبه كند بر شيطان ، مراد به « مخالفت نفس » اينست كه بر خلاف هوا وهوس أو كار كند .
8790
من أنس « 1 » بتلاوة القرآن لم توحشه مفارقة الاخوان .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) بر روى نون « أنس » فتحه وضمّه وبر زير آن كسره گذاشته و « جميعا » نيز بر روى آن ضبط كرده است يعنى تثليث نون در « أنس » جايزست ومدّعا نيز بتصديق أرباب لغت صحيح ودرست است ، در منتهى الإرب گفته : « أنس به واليه أنسا وأنسة ( كعلم وشرف وضرب ) ألفه وسكن قلبه به ولم ينفر منه » .