هر كه دين نباشد از براي أو رستگارى نباشد از براي أو .
8762
من لا ايمان له لا أمانة له .
هر كه ايمان نباشد از براي أو امانت نباشد از براي أو .
8763
من وثق بانّ ما قدّر اللَّه له لن يفوته استراح قلبه .
هر كه اعتماد داشته باشد باين كه آنچه تقدير كرده خدا از براي أو هرگز فوت نشود از أو راحت يابد دل أو ، زيرا كه در غم واندوه روزى ومانند آن نخواهد بود .
8764
من أصرّ على ذنبه اجترى على سخط ربّه .
هر كه اصرار كند بر گناه خود جرأت كند بر خشم پروردگار خود ، « اصرار بر چيزى » ايستادگى بر آن ومداومت كردن بر آنست وكردن گناهى وعزم بر كردن آن بار ديگر نيز در حكم اصرارست ، هر چند هنوز بار ديگر نكرده باشد چنانكه مكرّر مذكور شد ، و « جرأت كند بر خشم پروردگار » يعنى دلير وبىباك رود بنزد أو .
8765
من اشتغل بغير ضرورته فوّته ذلك منفعته .
هر كه مشغول گردد بغير ضرورت خود فوت گرداند أو را اين منفعت أو را ، مراد به « ضرورت » چيزيست كه مهمّ ودر كار باشد از ضروريّات دنيوي وخيرات اخروى ، چه همهء آنها مهمّ ودر كارست هر چند واجب شرعي نباشد ، ومراد اينست كه هر كه مشغول شود بغير آنها اين سبب آن مىشود كه بعضي از آنها فوت شود أو را ، زيرا أمور مهمّه در هر وقت آن قدر هست كه كسى كه خواهد به آنها كما ينبغي قيام نمايد فرصت زيادة بر آن نيابد پس بقدر آنچه بغير آنها مشغول گردد ناچار أو را از آنها فوت شود .
8766
من أكثر من ذكر الموت قلّت في الدّنيا رغبته .
هر كه بسيار كند ياد مرگ را كم شود در دنيا رغبت أو .