هر كه طلب احسان كند از تو اميدوار پس بتحقيق كه پيش داده بتو نيكويى گمان بتو را پس نوميد مگردان گمان أو را .
8754
من أبصر زلّته صغرت عنده زلّة غيره .
هر كه بينا گردد بلغزش خود كوچك گردد نزد أو لغزش غير أو ، مراد اينست كه چون آدمي بر ظاهر وباطن خود مطّلع مىتواند شد پس اگر غافل نباشد وبلغزشها وبديهاى خود بينا گردد چندان لغزش وبدى در ظاهر وباطن خود يابد كه آنچه مطّلع شود بر آن از لغزش وبدى ديگرى در نظر أو در جنب آنها كوچك نمايد ، وممكن است كه مراد به « لغزش » سهو وخطاها باشد كه واقع شود در سلوك با مردم ، ومراد اين باشد كه هر كه بينا شود بلغزشهاى خود داند كه آدمي بىلغزش نمىباشد پس كوچك نمايد در نظر أو لغزشى كه ديگرى نسبت باو كرده باشد وچندان مؤاخذه وبازخواست نخواهد كرد .
8755
من لم يعرف الخير من الشّرّ فهو من البهائم .
هر كه نشناسد خير را از شرّ پس أو از چارپايانست ، مراد از « نشناختن آن از اين » اختيار نكردن آنست بر اين ، واشاره است باين كه كسى كه اختيار آن بر اين نكند بايد كه نشناخته باشد آنها را وتميز نكرده باشد آن را از اين .
8756
من غلب عليه غضبه وشهوته فهو في حيّز البهائم .
هر كه غلبه كند بر أو غضب أو وشهوت أو پس أو در موضع چارپايانست .
8757
من ضعف عن سرّه فهو عن سرّ غيره أضعف .
هر كه ضعيف باشد از سرّ خود پس أو از سرّ غير خود ضعيفترست ، مراد از « ضعيف بودن از سرّ » اينست كه آنرا نتواند نگاهداشت وفاش كند ، وغرض منع از اظهار سرّ خودست بكسى كه سرّ خود را نگاه ندارد ، ودر بعضي نسخهها « سرّ »