تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

8730

من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية . هر كه گرامى باشد بر أو نفس أو خوار نگرداند آن را بنافرمانى حقّ تعالى ، يعنى نگذارد كه نافرمانى كند وبسبب آن خوار گردد .

8731

من حدّث نفسه بكاذب الطّمع كذّبته العطيّة . هر كه حديث كند نفس خود را بطمع دروغ دروغگو بر آورد أو را عطيّه ، ممكن است مراد به « طمع دروغ » طمع از غير خداى عزّ وجلّ باشد كه دروغ ميباشد وبعمل نيايد ، ومراد اين باشد كه هر كه بخاطر بگذراند طمع عطيّهء را از كسى ، نمىشود كه عطيّهء أو دروغگو بر نياورد أو را ، يا باين كه در أصل بعمل نيايد ويا اين كه در خور طمع أو نباشد واللّه تعالى يعلم .

8732

من سالم النّاس ربح السّلامة . هر كه آشتى باشد با مردم ونزاع ودشمنى نكند با ايشان سود كند سلامتى را ، يعنى سلامتى از ضرر ايشان را .

8733

من عادى النّاس استثمر النّدامة . هر كه دشمنى كند با مردم بچيند ميوهء پشيمانى وندامت .

8734

من تحلّى بالانصاف بلغ مراتب الأشراف . هر كه زيور يابد بانصاف برسد بمرتبه‌هاى بلند مرتبه‌ها واشراف .

8735

من اقتنع بالكفاف أدّاه إلى العفاف . هر كه قناعت كند بكفاف بكشاند آن أو را بعفاف ، « كفاف » چنانكه مكرّر مذكور شد قدريست از روزى كه نه تنگ باشد ونه زياد ، و « عفاف » باز ايستادن از حرامهاست ، ومراد اينست كه قناعت كردن بكفاف نگاه مىدارد آدمي را از افتادن