8730
من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية .
هر كه گرامى باشد بر أو نفس أو خوار نگرداند آن را بنافرمانى حقّ تعالى ، يعنى نگذارد كه نافرمانى كند وبسبب آن خوار گردد .
8731
من حدّث نفسه بكاذب الطّمع كذّبته العطيّة .
هر كه حديث كند نفس خود را بطمع دروغ دروغگو بر آورد أو را عطيّه ، ممكن است مراد به « طمع دروغ » طمع از غير خداى عزّ وجلّ باشد كه دروغ ميباشد وبعمل نيايد ، ومراد اين باشد كه هر كه بخاطر بگذراند طمع عطيّهء را از كسى ، نمىشود كه عطيّهء أو دروغگو بر نياورد أو را ، يا باين كه در أصل بعمل نيايد ويا اين كه در خور طمع أو نباشد واللّه تعالى يعلم .
8732
من سالم النّاس ربح السّلامة .
هر كه آشتى باشد با مردم ونزاع ودشمنى نكند با ايشان سود كند سلامتى را ، يعنى سلامتى از ضرر ايشان را .
8733
من عادى النّاس استثمر النّدامة .
هر كه دشمنى كند با مردم بچيند ميوهء پشيمانى وندامت .
8734
من تحلّى بالانصاف بلغ مراتب الأشراف .
هر كه زيور يابد بانصاف برسد بمرتبههاى بلند مرتبهها واشراف .
8735
من اقتنع بالكفاف أدّاه إلى العفاف .
هر كه قناعت كند بكفاف بكشاند آن أو را بعفاف ، « كفاف » چنانكه مكرّر مذكور شد قدريست از روزى كه نه تنگ باشد ونه زياد ، و « عفاف » باز ايستادن از حرامهاست ، ومراد اينست كه قناعت كردن بكفاف نگاه مىدارد آدمي را از افتادن