8409
من قلّ طعامه قلّت آلامه .
هر كه كم باشد خورش أو كم باشد دردهاى أو ، مراد اينست كه أكثر دردها وبيماريها از خورش زياد ناشى شود .
8410
من كثر عدله حمدت أيّامه .
هر كه بسيار باشد عدل أو ستوده شود ايّام أو ، يعنى هر پادشاه وحاكم كه عدل أو بسيار باشد مردم زمان أو را مدح وستايش ميكنند .
8411
من قلّ كلامه بطل عيبه .
هر كه كم باشد كلام أو باطل شود عيب أو ، يعنى ظاهر نشود عيب أو ، ومراد عيبهائيست كه از سخن گفتن ظاهر مىشود ، يا اين كه كم سخن گفتن كمالست كه همهء عيبها را يا أكثر آنها را باطل كند وتلافى آنها كند .
8412
من كثر احتراسه سلم غيبه .
هر كه بسيار باشد نگهبانى أو سالم باشد غيب أو ، يعنى نگهبانى أو خود را ونگاهداشتن از بديها ومنكرات ، و « غيب أو » يعنى آخرت أو ، چه عالم غيب يعنى نهان آخرتست چنانكه عالم شهادت يعنى حضور دنياست .
8413
من أمّر عليه لسانه قضا بحتفه .
هر كه أمير سازد بر خود زبان خود را حكم كند بر أو بمرگ أو ، يعنى هر كه زبان خود را در فرمان خود نتواند داشت بلكه أو در فرمان زبان باشد زبان أو أو را بكشتن مىدهد پس حكم ميكند بر أو بكشتن .
8414
من أطاع غضبه تعجّل تلفه .
هر كه پيروى كند خشم خود را شتاب كند تلف أو ، يعنى زود هلاك شود