از آن بزرگترست بحسب گناه از هفتاد زنا كه همهء آنها بمحرم واقع شود ، وتحقيق معنى « همجنس » وتفصيل ساير شرايط حرمت ربا در كتب فقهيّهء مذكورست واينجا جاى بيان آنها نيست .
8402
من تقرّب إلى اللَّه بالطّاعة أحسن له الحباء .
هر كه نزديكى جويد بخدا بفرمانبردارى أو ، نيكو گرداند خدا از براي أو عطا را « 1 » .
8403
من لزم الصّمت أمن المقت .
هر كه لازم باشد خاموشى را أيمن گردد از دشمنى ، يعنى از دشمنى كردن مردم با أو چه أكثر آن از سخن گفتن ناشى مىشود .
8404
من قعد عن الفرصة أعجزه الفوت .
هر كه بنشيند از فرصت عاجز كند أو را فوت ، مراد اينست كه فرصت را از دست نبايد داد ودر وقت فرصت هر كارى آن كار را بايد كرد وكاهلي نبايد كرد كه اگر نكند فرصت كه فوت شود عاجز شود از آن .
8405
من قلّ كلامه قلّت آثامه .
هر كه كم باشد سخن گفتن أو كم باشد گناهان أو ، چه بسيارى از گناهان بسخن گفتن ميباشد مثل غيبت ودشنام .
8406
من كبرت همّته عزّ مرامه .
هامش
( 1 ) ترجمهء شارح ( ره ) نسبت بكلمهء « حباء » مبنى بر قرائت آن است بباء يك نقطه در زير ، زيرا كلمهء « حباء » بكسر حاء مهمله وفتح باء تحتانى موحّده بمعنى بخشش وعطيّه است ، ومىتواند بود كه « حياء » بفتح حاء مهمله وياء دو نقطه در زير باشد كه بمعنى شرم وآزرم است چنانكه در غالب نسخهها چنين است وبنا بر اين معنى اين خواهد بود كه : هر كه بخدا بوسيلهء فرمانبردارى تقرّب جويد حقّ حيا وشرم را نسبت باو بجا آورده است واين معنى ظاهرترست ، فتفطّن .