تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

8279

من لهج بالحكمة فقد شرّف نفسه . هر كه حريص باشد بحكمت پس بتحقيق كه بلند مرتبه گردانيده نفس خود را ، مراد به « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست درست است ، يا آن با كردار درست نيز .

8280

من سجن لسانه أمن من ندمه . هر كه حبس كند زبان خود را أيمن گردد از پشيمانى خود .

8281

من وفى بعهده أعرب عن كرمه . هر كه وفا كند بعهد خود ظاهر كند كرم خود را ، يعنى گرامى بودن خود را ، يا سخاوت وجود خود را .

8282

من ملك عقله كان حكيما . هر كه مالك شود عقل خود را بوده باشد حكيم ، مراد به « مالك شدن عقل » اينست كه بكار فرمايد آن را وبر وفق آن عمل كند نه اين كه رها كند آن را وواگذارد مانند چيزى كه كسى بيندازد وقطع قصد ملكيّت آن بكند ، ومراد به « حكيم » داناى درست كردارست .

8283

من اتّقى ربّه كان كريما . هر كه بترسد از پروردگار خود بوده باشد گرامى .

8284

من ملك شهوته كان تقيّا . هر كه مالك باشد خواهش خود را بوده باشد پرهيزگار ، مراد به « مالك بودن خواهش » اينست كه آن را در فرمان خود دارد نه اين كه در فرمان آن باشد .

8285

من حفظ عهده كان وفيّا . هر كه نگه دارد عهد خود را بوده باشد وفاكننده ، مراد عهدهاست كه