هر كه پروا نداشته باشد ترا پس أو دشمن تست ، يعنى كسى كه پروا نداشته باشد از خوبى وبدى تو واين كه در تو عيبى باشد يا نباشد أو دوست تو نيست بلكه بمنزلهء دشمن تست ، دوست تو كسى است كه اهتمام داشته باشد در اصلاح حال تو
چنانكه فرموده :
8263
من اهتمّ بك فهو صديقك .
هر كه اهتمام داشته باشد در بارهء تو پس أو دوست تست .
8264
من وثق باللَّه صان يقينه .
هر كه اعتماد كند بخدا نگاهدارى كند يقين خود را ، يعنى كسى كه يقين بحقّ تعالى وعلم وقدرت وعدل أو داشته باشد اگر در هر باب اعتماد بر أو كند يقين أو باقي ماند واگر نه بتدريج يقين أو ضعيف گردد بلكه زايل شود .
8265
من انفرد عن النّاس صان دينه .
هر كه تنها شود از مردم نگاهدارى كند دين خود را ، مراد چنانكه مكرّر مذكور شد اينست كه نگاهدارى ديندارى خود ، يعنى تقوى وپرهيزگارى كامل باين تواند شد كه اختلاط وآميزش زياد با مردم نكند واگر نه نمىشود كه مرتكب بعضي أمور نشود كه منافى تقوى وپرهيزگارى كامل باشد .
8266
من كثر همّه سقم بدنه .
هر كه بسيار باشد اندوه أو بيمار شود بدن أو ، مراد اينست كه در أمور دنيوي بايد كه بىپروا بود وغم واندوه از براي آنها بخود راه نداد واگر نه اندوه اين كس بسيار شود واندوه بسيار بدن را بيمار كند .
8267
من كثر غمّه تأبّد حزنه .