8161
من كتم سرّه كانت الخيرة بيده .
هر كه بپوشد سرّ خود را بوده باشد اختيار بدست أو ، مراد ترغيب در پوشانيدن اسرار ومكنونات وعزمهاى ضمير خود است واين كه هر كه عزم خود را بپوشاند اختيار بدست اوست اگر خواهد ميكند واگر نخواهد نمىكند بخلاف اين كه فاش كند كه گاهى لازم مىشود كردن آن هر چند پشيمان شده باشد از آن ، وگاهى مانع ميشوند أو را از آن هر چند ضرور باشد كردن آن از براي أو ، ومراد پوشيدن از غير كسيست كه ضرور شود اظهار باو مثل دوست عاقلى كه مشورت كند با أو ، وممكن است كه شامل قول نيز باشد ، يعنى هر كه سخن مستور خود را اظهار نكرد اختيار دارد اگر خواهد مىگويد واگر نخواهد نمىگويد ، وهرگاه اظهار كند ديگر نمىتواند كتمان كرد ، تير از كمان در رفت ، حرف از دهان در آمد گرد جهان برآمد .
8162
من قارن ضدّه ضني جسده .
هر كه همراه باشد با دشمن خود بگدازد بدن أو ، مراد منع از مصاحبت وهمراهى با دشمنست ، واين كه آن باعث گداختن ولاغرشدن بدنست بسبب اندوهها وكدورتها كه از همراهى با أو رو دهد .
8163
من شرفت نفسه كثرت عواطفه .
هر كه شريف وبلند مرتبه باشد نفس أو بسيار باشد احسانهاى أو ، يعنى احسان بسيار بكند بمردم .
8164
من كثرت عوارفه كثرت معارفه .
هر كه بسيار باشد عطاياى أو بسيار باشد آشنايان أو ، زيرا كه مردم رغبت ميكنند در آشنائى با أو وسعى ميكنند در آن .
8165
من أعجبته آراؤه غلبته أعداؤه .