مراد اينست كه كسى كه خواهد كه اميدها كه داشته باشد رو بسوى أو كنند وبرآيند بايد كه بذل أموال بر أو سهل باشد وبذل كند ، وكسى كه آن بر أو دشوار باشد ومضايقه كند در آن كمست كه اميدها روى بسوى أو كنند وبرآيند .
8112
من غرّته الأماني كذّبته الآجال .
هر كه فريب دهد أو را اميدها دروغگو برآورد أو را اجلها ، يعنى هر كه فريب دهد أو را اميدها وگمان رسيدن به آنها كند وسعى كند از براي آنها دروغگو برآورد أو را اجلها ، يعنى نمىرسد به آنها تا وقتي كه اجل أو در رسد ومعلوم شود كه آنچه گمان داشته دروغ بوده وجمعيّت « أجلها » باعتبار اشخاص است يعنى أجل هر يك از ايشان دروغگو بر آورد أو را .
8113
من قوى يقينه لم يرتب .
هر كه قوى باشد يقين أو قلق واضطراب نكند يعنى هر كه قوى باشد يقين أو بأحوال مبدأ ومعاد قلق واضطراب نكند در مصيبتها وآرام داشته باشد در آنها ، زيرا كه داند كه آنچه واقع شود از جانب خدا بر وفق حكمت ومصلحت باشد وصبر بر آنها موجب أجر وثواب باشد ، وآنچه از ديگران باشد حقّ تعالى تلافى آن بر وجه أحسن خواهد كرد پس در هيچ يك از آنها قلق واضطراب وجهي ندارد .
8114
من عدم انصافه لم يصجب .
هر كه يافت نشود انصاف أو ، يعنى انصاف نداشته باشد مصاحبت كرده نشود يعنى كسى با أو مصاحبت نكند از ترس ناانصافى أو .
8115
من كثر مراؤه لم يأمن الغلط .
هر كه بسيار باشد جدال أو أيمن نباشد از غلط ، ظاهر اينست كه مراد به « جدال » در اينجا بحث واعتراض بر مردمست در گفتگوها ، وممكن است كه مراد