تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
وجهد كند ومساهله نكند كه بىآن غلبه كم ميسّر مىشود مخصوصا اين كه هرگاه دشمن آگاه شود بر كار أو أو نيز درصدد دفع أو در مىآيد ، وگاه باشد كه أو مساهله نكند بلكه مساهلهء اين را بر ضعف حمل ميكند وسبب زيادتى جرأت أو مىشود .

8100

من وجد موردا عذبا يرتوى منه فلم يغتنمه يوشك ان يظمأ ويطلبه فلا يجده . هر كه بيابد جايگاه آب گوارائى كه سيراب گردد از آن پس غنيمت نشمارد آن را نزديك باشد كه تشنه شود وطلب آن كند پس نيابد آن را ، غرض اينست كه چنين نعمتها را غنيمت بايد دانست وشكر آن كرد واگر نه بجزاى آن بزودى محتاج گردد بآن ونيابد آن را ، وممكن است كه اشاره باشد از آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه بأصحاب خود با اين كه شما حالا كه مرا يافته‌ايد كه سيراب مىتوانيد شد از حقايق ومعارف پس غنيمت شماريد اين را وهر مجهولي كه داريد سؤال كنيد وهر كه چنين نكند زود باشد كه تشنه شود وطلب كند مرا يا مثل مرا ونيابد .

8101

من جعل ديدنه الهزل لم يعرف جدّه . هر كه بگرداند عادت خود را بازى ، شناخته نشود جدّ أو ، مراد منع از اينست كه كسى دأب وعادت خود را بازى كند در كردارها يا گفتارها واين كه هر كه چنين كند كارى را يا سخنى را كه بجدّ هم باشد نتوان شناخت وبر بازى محمول شود وضرر اين ظاهرست وحكايات در اين باب مشهورست .

8102

من غالب من فوقه قهر . هر كه خواهد غلبه كند بر بالاتر از خود مغلوب گردد .

8103

من تجبّر على من دونه كسر . هر كه تكبر كند بر پست‌تر از خود شكسته شود .