8107
من صنع معروفا نال أجرا وشكرا .
هر كه بكند احسانى را برسد بمزدى وشكري ، يعنى هيچ احسانى بىأجر ومزدى نيست وسبب شكري نيز مىشود .
8108
من أخفر ذمّة اكتسب مذمّة .
هر كه بشكند ذمّهء را يعنى عهد وپيمانى را كسب كند مذمّتى را ، يعنى مذمّتى را كه أو را كنند بسبب آن شكستن عهد وپيمان .
8109
من عاند الحقّ كان اللَّه خصمه .
هر كه دشمنى كند با حقّى بوده باشد خدا خصم أو ، مراد هر امر حقّيست وبه « دشمنى با آن » اين كه خواهد كه آن را زايل كند وباطل كند ، ومراد به « خصم » مدّعى ومنازعست .
8110
من عدم القناعة لم يغنه المال .
هر كه نيابد قناعت را توانگر نسازد أو را مال ، مراد اينست كه كسى كه قناعت دارد أو در حقيقت توانگرست هر چند مال نداشته باشد ، زيرا كه أو بهر چه ميسّر شود قناعت كند ومحتاج بمردم نشود ، وكسى كه قناعت نداشته باشد أو را مال توانگر نكند بلكه چون قانع نيست هر قدر كه داشته باشد باز در سعى وطلب زياد بر آن باشد ، وبر تقديرى كه بقدرى از مال اكتفا كند وزياد بر آن طلب نكند از براي حفظ آن وكار فرمودن آن نمىشود كه صد گونه احتياج بمردم رو ندهد وآن منافى توانگرى حقيقيست .
8111
من هان عليه بذل الأموال توجّهت اليه الآمال .
هر كه سهل باشد بر أو عطاى أموال رو كند بسوى أو آمال يعنى اميدها ،