هر كه عطا كند مال خود را بزرگ شود ، يعنى در دنيا وآخرت .
7681
من بذل عرضه ذلّ .
هر كه بذل كند عرض خود را خوار گردد ، مراد تحريص بر نگاهداشتن عرض خودست هر چند ببذل أموال باشد از براي آن .
7682
من توكّل كفى .
هر كه توكل كند كارگزارى كرده شود ، يعنى هر كه توكل كند بر خدا از روى صدق نيّت وأمور خود را باو واگذارد حق تعالى كارگزارى أمور أو بكند چنانكه در قرآن مجيد فرموده :
وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
: هر كه توكل كند بر خدا پس أو بسندست أو را .
7683
من قنع غنى .
هر كه قناعت كند توانگر گردد ، زيرا كه كسى كه قناعت كرد بىنياز گردد از مردم ومحتاج نشود واين حقيقت توانگريست ، وممكن است نيز كه قناعت سبب توانگرى ومورث آن گردد .
7684
من سافه شتم .
هر كه دشنام دهد دشنام داده شود ، مراد اينست كه كسى كه نخواهد دشنام داده شود بايد كه خود نيز دشنام ندهد واگر نه نمىشود كه دشنام داده نشود .
7685
من ابرم سئم « 1 » .
هامش
( 1 ) « سئم » لازم است ، در أقرب الموارد گفته : « سئم الشّىء ومنه ( كعلم ) يسأم سأما وسأما وسأمة وسآمة فهو سؤوم قال لبيد : ولقد سئمت من الحياة وطولها وقولهم : ظئر رؤم خير من أم سؤوم ، مرّ في ترجمة رام » پس بايد بتجوّزى آنرا مجهول خواند .