تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
درويشى نفس بدترين درويشى است ، مراد به « درويشى نفس » تهيدستى اوست از اعمال خير .

6548

فاقد البصر فاسد النّظر . نيابندهء بينائى فاسد فكرست ، يعنى تا كسى بصيرت وبينائى وذهن سليم وطبع مستقيم نداشته باشد فكر أو صحيح نباشد وفاسد وباطل باشد وسبب گمراهى أو گردد .

6549

فقر الحمق لا يغنيه المال . درويشى حماقت توانگر نمىسازد أو را مال ، يعنى درويشى كه بسبب كم عقلي باشد ، يعنى تهيدستى از أعمال خير توانگر نمىسازد أو را مال ، واين ظاهرست ، وممكن است نيز كه مراد درويشى دنيوي باشد كه بسبب كم عقلي باشد ، و « توانگر نساختن مال أو را » باعتبار اين باشد كه كم عقل هر چند مال بهم رساند بسبب كم عقلي در اندك وقتي تلف كند وباز درويش گردد .

6550

فاقد الدّين متردّ في الكفر والضّلال . نيابندهء ديندارى افتنده است در كفر وگمراهى ، يعنى كسى كه ديندارى نداشته باشد وعمل بدين نكند عاقبت مىافتد در كفر وگمراهى ، وعطف « ضلال » بر « كفر » يا اشاره است باين كه مراد به « كفر » مطلق گمراهى است ، يعنى مذهب باطلى هر چند كفر نباشد مثل مذاهب باطلهء أهل اسلام ، يا سستى وضعف در مذهبي كه داشته باشد ، ويا مراد اينست كه مىافتد در كفريا گمراهى كه أعمّ از آنست . ودر بعضي نسخه‌ها « الفكر » بجاى « الكفر » است ودر بعضي « مترّدد » بجاى : « متردّد » ودر بعضي از آنها نيز « الكفر » ست ودر بعضي « الفكر » است « 1 » وظاهر اينست كه همهء آنها از سهو ناسخين است واللّه تعالى يعلم .

6551

فساد الدّين الطّمع .
هامش
( 1 ) كذا بخطّه ( ره ) صريحا وگويا تكرار از طغيان قلم ناشى شده است .