تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
دارد وفرمان آنها در آنچه مشروع نباشد نبرد .

6542

فقد الولد محرق الكبد . ناياب شدن فرزند سوزانندهء جگرست .

6543

فقد الاخوان موهى الجلد . ناياب شدن برادران سست مىگرداند جلادت را يعنى سختى وقوّت را .

6544

فكرك يهديك إلى الرّشاد ، ويحدوك على اصلاح المعاد فكر تو راه مىنمايد ترا يا مىرساند بسوى راه راست درست ، وميراند ترا بر اصلاح آخرت .

6545

فعل الخير ذخيرة باقية وثمرة زاكية . فعل خير يعنى كردن خير يا كار خير ذخيره‌ايست باقي وميوه‌ايست پاكيزه ، يعنى ميوهء دارد پاكيزه كه آن اجر وثواب آن باشد ، يا أصل آن ميوه وثمرهء زندگانيست .

6546

فكر المرء مرآة تريه حسن عمله من قبحه . فكر مرد يا آدمي آئينه‌ايست كه مىنمايد أو را نيكوئى عمل أو را از زشتى آن ، يعنى مىنمايد باو نيكوئى وزشتى عمل أو را ، وجدا وممتاز مىسازد از براي أو هر يك از آنها را از ديگرى ، تا بداند كه چه كار خوب است وچه كار زشت ، ومرتكب « 1 » آنها گردد واجتناب از اينها نمايد .

6547

فقر النّفس شرّ الفقر .
هامش
( 1 ) ارتكاب در اينجا بمعنى عمل كردن است واستعمال آن در « ذنب » و « اثم » ونظائر آن بسيار ومشهور است وبمعنى عمل بخوبى وخير مانند اين مورد درست واندك است .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 415 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)