دارد وفرمان آنها در آنچه مشروع نباشد نبرد .
6542
فقد الولد محرق الكبد .
ناياب شدن فرزند سوزانندهء جگرست .
6543
فقد الاخوان موهى الجلد .
ناياب شدن برادران سست مىگرداند جلادت را يعنى سختى وقوّت را .
6544
فكرك يهديك إلى الرّشاد ، ويحدوك على اصلاح المعاد
فكر تو راه مىنمايد ترا يا مىرساند بسوى راه راست درست ، وميراند ترا بر اصلاح آخرت .
6545
فعل الخير ذخيرة باقية وثمرة زاكية .
فعل خير يعنى كردن خير يا كار خير ذخيرهايست باقي وميوهايست پاكيزه ، يعنى ميوهء دارد پاكيزه كه آن اجر وثواب آن باشد ، يا أصل آن ميوه وثمرهء زندگانيست .
6546
فكر المرء مرآة تريه حسن عمله من قبحه .
فكر مرد يا آدمي آئينهايست كه مىنمايد أو را نيكوئى عمل أو را از زشتى آن ، يعنى مىنمايد باو نيكوئى وزشتى عمل أو را ، وجدا وممتاز مىسازد از براي أو هر يك از آنها را از ديگرى ، تا بداند كه چه كار خوب است وچه كار زشت ، ومرتكب « 1 » آنها گردد واجتناب از اينها نمايد .
6547
فقر النّفس شرّ الفقر .
هامش
( 1 ) ارتكاب در اينجا بمعنى عمل كردن است واستعمال آن در « ذنب » و « اثم » ونظائر آن بسيار ومشهور است وبمعنى عمل بخوبى وخير مانند اين مورد درست واندك است .