لازم باش اخلاص را پس بدرستى كه آن سبب قبول عملهاست وافزونتر طاعتي است . مراد به « اخلاص » چنانكه مكرّر مذكور شد خالص گردانيدن عمل است از براي حق تعالى ورضاى أو وتقرّب باو وآميخته نساختن آن بغرضى ديگر كه منافى آن باشد .
6114
عليك بالرّفق فانّه مفتاح الصّواب وسجيّة أولى الألباب .
لازم باش نرمى را پس بدرستى كه آن كليهء صواب است وخصلت صاحبان عقلهاست ، « صواب » بمعنى درست است ومراد سلوك درست وكارهاى درست است .
6115
عليك بمقارنة ذي العقل والدّين فانّه خير الأصحاب .
لازم باش همراهى صاحب عقل ودين را پس بدرستى كه چنين كسى بهترين مصاحبان است .
6116
عليك بالقصد في الأمور ، فمن عدل عن القصد جار ، ومن اخذ به عدل .
لازم باش ميانه روى را در كارها ، پس كسى كه ميل كند از ميانه روى ستم كند ، وكسى كه فرا گيرد ميانه روى را عدل ورزد ، يعنى ميانه روى در هر كار عدل است وشايسته ، وميل از آن ستم وظلم است وناشايست .
6117
عليك بادمان العمل في النّشاط والكسل .
لازم باش دايم داشتن عمل را در نشاط وكاهلي . مراد به « نشاط » اينست كه رغبت وشوق بعمل باشد وبه كاهلي خلاف آن ، واين كه سنگين وگران باشد آن بر أو ، ودر أمر به « لازم بودن عمل در هر دو حال » در أعمال واجبي شبههء نيست ، وامّا در أعمال سنتي ، پس در بعضي أحاديث وارد شده كه در وقت كاهلي ترك آن