لازم باش ياد خدا را پس بدرستى كه آن نور دل است ، يعنى باعث روشنى آن مىشود . ودر بعضي نسخهها « القلوب » بجاى « القلب » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : « آن نور دلهاست » واين بفقرهء سابق موافقترست .
6104
عليك بالصّدق فانّه خير مبنىّ .
لازم باش راستى را ، پس بدرستى كه آن خيريست بنا گذاشته شده . وممكن است كه « خير مبنىّ » باضافه خوانده شود ومعنى اين باشد كه : بهترين بنا گذاشته شدهايست ودر بعضي نسخهها « 1 » بجاى « مبنىّ » : « منبىء » ذكر شده است بتقديم نون بر باء بصيغهء اسم فاعل از « إنباء » وبنا بر اين ترجمه اينست كه : آن بهترين خبر دهندهايست يعنى بهترين خبريست وآنرا « خبر دهنده » گفتن بر سبيل مجازست .
وممكن است كه ضمير راجع بصدق بمعنى صادق باشد يعنى راستگو بهترين خبر دهنده ايست ، وبنا بر اين « خبر دهنده گفتن آن » بر سبيل حقيقت است واوّل ظاهرترست وموافق است با سجع فقرهء آينده .
6105
عليك بالحلم فانّه خلق مرضىّ .
لازم باش بردبارى را پس بدرستى كه آن خوئى است پسنديده شده .
6106
عليك بالوفاء فانّه اوقى جنّة .
لازم باش وفادارى را پس بدرستى كه آن نگاهدارندهتر سپرى است . ودر بعضي نسخهها « أوفى » بفاست نه بقاف ، وبنا بر اين ترجمه اين است كه : آن رساتر سپرى است .
6107
عليك بصالح العمل فانّه الزّاد إلى الجنّة .
هامش
( 1 ) عبارت « ودر بعضي نسخهها » تا آخر در نسخهء أصل نيست ليكن در همهء ساير نسخ كه بنظرم رسيده هست .