لازم باش صبر را در تنگى وبلا ، زيرا كه ثواب صبر عظيم است وألم بلا را سبك گرداند وگشايش دهد ومانع از نزول بلاى ديگر شود چنانكه مكرّر بتفصيل مذكور شد .
6094
عليك بالعقل فلا مال أعود منه .
لازم باش عقل را پس نيست مالي سودمندتر از آن . مراد ملازمت فرمانبردارى عقل است وعمل بمقتضاى آن ، يا سعى در تقويت وافزونى آن بفكرها وتجربتها ومانند آنها .
6095
عليك بالقنوع فلا شيء ادفع للفاقة منه .
لازم باش خشنود بودن بنصيب وبهرهء خود را ، پس نيست چيزى دفع كنندهتر مر درويشى را از آن . ظاهر اينست كه اين باعتبار اين باشد كه اين معنى بالخاصيّه درويشى را دفع كند . وممكن است كه باعتبار اين باشد كه با وجود آن ديگر أو را فقر وحاجتي نماند پس در حقيقت توانگر باشد نه درويش .
6096
عليك بالأدب فانّه زين الحسب .
فراگير أدب را پس بدرستى كه آن زينت حسب است .
مراد به « حسب » چنانكه در فصل سابق مذكور شد كرم وشرفيست كه آدمي خود تحصيل كرده باشد ، يا مال يا دين يا آنچه شمرده شود از مفاخر پدران اين كس . ومراد به « أدب » نيز در آنجا مذكور شد .
6097
عليك بالتّقوى فانّه اشرف نسب .
لازم باش پرهيزگارى را پس بدرستى كه آن شريفترين نسبى است ، يعنى پرهيزگار بودن شريفتر از هر نسبى است كه باعث شرافت شود مثل سيادت ومانند آن .
6098
عليك بالزّهد فانّه عون الدّين .