6084
عليك بالحلم فانّه ثمرة العلم « 1 » .
لازم باش بردبارى را پس بدرستى كه آن ميوهء علم است ، زيرا كه عالم فضيلت بردبارى وبلندى مرتبهء آن را خوب ميداند پس ثمرهء علم أو اينست كه عمل كند بآن ولازم باشد چنان فضيلتى را .
6085
عليك بالمشاورة فانّها نتيجة الحزم .
لازم باش مشورت كردن را پس بدرستى كه آن نتيجهء حزم ودور انديشى است ، زيرا كه حزم ودور انديشى اينست كه آدمي بقدر مقدور سعى كند در اين كه آنچه كند عاقبت آن نيك باشد ومفسدهء بر آن مترتّب نشود ، وظاهرست كه عمدهء أسباب تحصيل ظنّ باين در هر كارى مشورت با عقلاست واين كه ايشان مصلحت در آن دانند پس نتيجهء حزم اينست كه در هر كارى مشورت با ايشان بشود واز آن جدائى نشود .
6086
عليك بالتّقى فانّه خلق « 2 » الأنبياء .
لازم باش تقوى را يعنى پرهيزگارى يا ترس از خدا را ، پس بدرستى كه آن خصلت پيغمبران است .
6087
عليك بالرّضى في الشّدّة والرّخاء .
لازم باش رضا وخشنودى را در سختى وفراخى ، يعنى رضا وخشنودى را به آن چه خدا از براي تو تقدير كرده .
6088
عليك بالسّكينة فانّها أفضل زينة .
هامش
( 1 ) سعدى نسبت باين موضوع در گلستان دو بيت مناسبى دارد وآن اينست :« در خاك بيلقان برسيدم بعابدى * گفتم مرا بتربيت از جهل پاك كن »
« گفتا برو چو خاك تحمّل كن اى فقيه * يا هر چه خواندهء همه در زير خاك كن »( 2 ) شارح ( ره ) لام خلق را يك بار ساكن خوانده ويك بار مضموم وبر روى كلمه نيز « معا » نوشته تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر دو وجه مزبور درست است .