4837
حسن الاختيار واصطناع الأحرار وفضل الاستظهار من دلائل الاقبال .
نيكوئى برگزيدن ، واحسان كردن بآزادگان ، وافزونى قوى پشت شدن از دليلهاى اقبال است . مراد به « نيكوئى برگزيدن » اينست كه امام نيكو از براي خود برگزيده باشد ، يا مصاحبان ودوستان نيكو ، يا شغل وپيشه نيكو . وممكن است كه « اختيار » بباى يك نقطه خوانده شود نه بياى دو نقطه زير چنانكه در نسخه ها بنظر مىرسد يعنى اختبار وبمعنى « نيكوئى آزمايش » باشد يعنى آزمايش نيكو كردن مردم را وخوب وبد ايشان را درست شناختن . ومراد به « آزادگان » جمعى اند كه در بند علايق دنيا نباشند وبىرغبت باشند در آن ، ومشغول سعى از براي آخرت باشند .
ومراد به « افزونى قوى پشت شدن » اينست كه در هر باب رعايت احتياط در دين كرده باشد وبآن قوى پشت باشد ، يا اين كه دوستان داشته باشد كه به آنها قوى پشت باشد در دفع تعدّى وظلم ديگران ، ومراد به « اقبال » رو آوردن سعادت ونيكبختى است .
4838
حسن العفاف ، والرّضا بالكفاف ، من دعائم الايمان .
نيكوئى عفاف وراضى بودن بكفاف وطلب زيادة بر آن نكردن از ستونهاى ايمانست يعنى از ستونهائيست كه ايمان به آنها برپاست . و « عفاف » چنانكه مكرّر مذكور شد ترك محرّمات است ، و « كفاف » ، قدرى از روزى كه بآن معاش توان كرد ، وباز دارد از طلب از مردم .
4839
حسن الزّهد من أفضل الايمان ، والرّغبة في الدّنيا تفسد الايقان .
نيكوئى ترك دنيا وبي رغبتي در آن از افزونترين ايمانست ، ورغبت در دنيا فاسد ميكند يقين را ، يعنى يقين كامل بأحوال مبدء ومعاد را .