جهاد كردن با نفس بعلم عنوان يعنى دليل يا سر سخن عقل وخردست ، مراد به « جهاد كردن با نفس بعلم » جهاد كردن با اوست از روى علم ودانش ، تا داند كه أو را بر چه كار بايد داشت ، واز چه كار بايد منع كرد ، يا جهاد كردنى است كه حاصل مىشود بسبب علم ، وعلم ودانش باعث آن مىشود .
4773
جهاد الغضب بالحلم برهان النّبل .
جهاد كردن با خشم ببردبارى دليل نبل است يعنى نجابت يا تندى فطنت .
ومراد به « جهاد كردن با آن ببردبارى » غلبه كردن بر آنست وفرونشاندن آتش آن بآب بردبارى .
4774
جماع الشّرّ في مقارنة قرين السّوء .
جمعكردن بدى در همراهى با همراه بد است . ودر بعضي نسخه ها بدل « مفارنة » بنون « مقارفة » بفا واقع شده ، وبنا بر اين ترجمه اين است كه : در آميزش با همراه بد است .
4775
جماع الغرور في الاستنامة إلى العدوّ .
جمع كردن فريب در آرام گرفتن بدشمن است يعنى اعتماد كردن بر أو ، ودور نيست كه مراد به « دشمن » اعمّ از دشمن بيگانه ونفس خود باشد كه دشمن ترين دشمنهاست .
4776
جميل القول دليل وفور العقل .
گفتار نيكو دليل بسيارى عقل است .
4777
جميل الفعل ينبئ عن طيب الأصل .
كردار نيكو خبر مىدهد از پاكى أصل يعنى حلال زادگى .
4778
جعل اللّه لكلّ شيء قدرا ، ولكلّ قدر اجلا .