وزيادة بر آن چندان در كار نيست بلكه حرص بر آن مانع از سعى از براي آخرت مىشود وبا وجود اين مراتب ظاهرست كه رغبت أو در دنيا كم مىگردد .
4602
ثمرة العقل لزوم الحقّ .
ميوه عقل وخرد لازم بودن با حق است وجدا نشدن از آن ، زيرا كه عاقل ميداند كه لازم بودن با حق در هر باب سبب سعادت ونيكبختى أو مىگردد وميل از آن وعدول بباطل سبب شقاوت وبدبختى ، پس اگر عاقل عمل بمقتضاى عقل خود كند وخود را بسعادت رساند عقل أو را ثمره باشد ، واگر عمل نكند وبدبخت گردد ثمره بر عقل أو مترتّب نگردد .
4603
ثمرة الأدب حسن الخلق .
ميوه أدب آموختن نيكوئى خو وخصلت است ، يعنى اين است كه آدمي خوى وخصلت خود را نيكو كند ، پس هر كه چنان نكند ثمره بر أدب آموختن أو مترتّب نگردد .
4604
ثمرة التّفريط ملامة .
ميوه تقصير كردن سرزنشى است يعنى تقصير كردن در أمور اخروى ، وهمچنين آنچه ضرور باشد از أمور دنيوي . ومراد بسرزنش سرزنش خدا وخلق هر دو است .
4605
ثمرة الفوت ندامة .
ميوه فوت پشيمانى است . مراد فوت كردن هر مطلب ضروري است از مطالب آخرت ودنيا ، وغرض اينست كه كاهلىكردن در آنها وسعى نكردن تا اين كه فوت شود ثمره بغير ندامت وپشيمانى ندارد .
4606
ثمرة العجب البغضاء .
ميوه خود بيني شدّت دشمنى است . يعنى دشمنى حق تعالى يا صاحب آن ، ودشمنى خلق نيز .
4607
ثمرة المراء الشّحناء .