بعنوان شكّ ومجرّد احتمال باشد نه اين كه وقوع وتحقق آنرا داند .
4176
إذا كثر النّاعى إليك قام النّاعى بك .
هرگاه بسيار شود خبر دهنده مرگ بسوى تو برخيزد خبر دهنده مرگ تو يعنى هرگاه مىبينى كه در اندك وقتي خبر دهنده مرگ بسوى تو بسيار مىشود پس بدان كه بزودى خبر دهنده مرگ تو نيز برخيزد . پس از اين معنى غافل مشو وهمواره در تهيه آن وتدارك توشه از براي آن باش . وممكن است كه مراد ترسانيدن مردم باشد از خونريزى بسيار باين كه هركه بسيار شود خبر دهنده مرگ بسوى أو يعنى آنان كه خبر دهند أو را كه فلان را كه فرموده بودى كشتيم وفلان را كه گفته بودى كشتيم برخيزد خبر دهنده مرگ أو يعنى همان معنى باعث كوتاهى عمر أو گردد وسبب اين شود كه بزودى برخيزد كسى كه خبر مرگ أو را بمردم رساند .
4177
إذا احبّ اللّه عبدا الهمه رشده ووفّقه لطاعته .
هرگاه دوست دارد خدا بنده را در دل أو اندازد راه راست أو را وتوفيق دهد أو را از براي طاعت خود . « دوست داشتن خدا بنده را » چنانچه مكرّر مذكور شد باعتبار خوبيى است كه در أو باشد از اخلاق وخصال يا اعمال وافعال ، ومراد اين است كه هرگاه خدا بنده را دوست داشت از روى لطف ومرحمت خود در دل أو اندازد آنچه را راه راست باشد از براي أو جهت رسيدن أو به آن چه صلاح حال أو باشد در هر باب وأو را از براي يافتن آن راه تعب وزحمتى نبايد كشيد ، ومهيا كند از براي أو أسباب فرمانبردارى وطاعت خود را تا اين كه أو را از براي تحصيل آنها نيز كلفت ومشقتى نبايد كشيد واللّه ولىّ التوفيق والتأييد .
4178
إذا كان الحلم مفسدة كان العفو معجزة .