تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

3916

آفة اليقين الشّك . آفت يقين شكّ است « يقين » اعتماد جزم مطابق واقع را گويند وگاهى تخصيص مىدهند باعتقادى كه از روى دليل وبرهان باشد وبتشكيك مشككى زايل نتواند شد و « شكّ » تردّد در امرى است باحتمال وجود وعدم آن هر دو با تساوى احتمالين ، وگاهى مستعمل مىشود در مطلق تردّد در آن وعدم جزم بيك طرف هر چند يك طرف راجح باشد وبر هر تقدير « بودن شكّ » آفت يقين يعنى فاسد وزايل كننده آن » ظاهر است ومحتاج ببيان نباشد مگر اين كه مراد قصر باشد واين كه يقين را آفتى نباشد بغير اين كه زايل گردد وشك عارض گردد وغرض تحريص بر تحصيل يقين باشد باعتبار اين كه ما دام كه باشد آفتى نباشد از براي آن .

3917

آفة النّعم الكفران . آفت نعمتها كفران است يعنى شكرنكردن آنها زيرا كه كفران نعمت باعث زوال آن گردد وموجب عذاب وعقاب گردد .

3918

آفة الطّاعة العصيان . آفت طاعت عصيان است ، « طاعت » بمعنى فرمانبردارى است و « عصيان » بمعنى نافرمانى است وپوشيده نيست كه نافرمانى باعث زوال فرمانبردارى است ومحتاج ببيان نيست مگر اين كه مراد در اينجا نيز قصر باشد واين كه طاعت را آفتى نباشد بغير عصيان وغرض تحريص بر طاعت باشد كه آفتى ندارد .

3919

آفة الشّرف الكبر . آفت شرف تكبر كردن است « شرف » بمعنى بزرگى وبلندى مرتبه است و « بودن تكبر آفت آن » باعتبار اين است كه كسى را كه شرفى باشد هرگاه سبب تكبر أو گردد چنانكه شايع است باعث زيان وخسران أو گردد در آخرت وبسيار باشد كه سبب ذلّت وخوارى أو در دنيا نيز گردد .