2962
ابعد الهمم أقربها من الكرم .
دورترين مقاصد نزديكترين آنهاست بكرم ، مراد به « دورترين » بلندترين است چه هر چه بلندتر باشد گوئيا راه رسيدن انديشه بآن دورتر باشد ، ومراد به « كرم » جود وبخشش است يا هر چه باعث شرف وگرامى بودن اين كس گردد .
2963
اشدّ المصائب سوء الخلف .
سختترين مصيبتها بدى فرزندى است كه از اين كس بازماند .
2964
اهنى العيش اطّراح « 1 » الكلف .
گواراترين زندگانى انداختن كلفتهاست يعنى خرجهاى زياد كه باعث كلفت ومشقّت اين كس مىشود .
2965
أكبر البلاء فقر النّفس .
بزرگترين بلا درويشى نفس است يعنى تهيدستى أو از اعمال صالحه وذخيرهء آخرت .
2966
أعظم ملك ملك النّفس .
بهترين خداوندى خداوندى نفس است يعنى اين كه كسى مالك نفس خود باشد ومسلّط بر آن ، وباز دارد أو را از نافرمانى وعصيان .
2967
أعلى مراتب الكرم الايثار .
بلندترين پايههاى كرم ايثار است ، ومراد به « كرم » امرى است كه باعث شرف وگرامى بودن اين كس باشد ، وبه « ايثار » جود وبخشش ، يا مراد به « كرم » جود وبخشش است وبه « ايثار » برگزيدن ديگرى بر خود وبخشش چيزى باو در حال احتياج خود بآن .
2968
أكبر الأوزار تزكية الأشرار .
بزرگترين گناهان پاكيزه گردانيدن بدان است يعنى حكم بخوبى وپاكيزگى ايشان كردن ومدح وثناى ايشان گفتن .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « اطراح » را از باب افعال دانسته در صورتي كه بطور حتم از باب افتعال است ، از « اطّرحه اى رماه وأبعده » رجوع شود بكتب لغت وأدب .