تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥

2826

اين الّذين زعموا انّهم هم الرّاسخون في العلم دوننا كذبا وبغيا علينا وحسدا لنا ان رفعنا اللّه سبحانه ووضعهم ، وأعطانا وحرمهم ، وأدخلنا واخرجهم ، بنا يستعطى الهدى ويستجلى العمى لا بهم . كجايند آنان كه دعوى كردند كه ايشانند راسخان در علم نه ما ، از روى دروغگوئى وسربلندى بر ما ورشك بر ما ، اين كه بلند گردانيده است ما را خداى سبحانه وپست كرده ايشان را ، وبخشيده ما را ومحروم كرده ايشان را ، وداخل گردانيده ما را وبيرون كرده ايشان را ، بما سؤال كرده مىشود بخشيدن هدى ، وسؤال كرده مىشود گشودن كورى نه بايشان ، مراد كساني است كه دعوى امامت وخلافت كردند وحقّ آن حضرت وأولاد أو را غصب نمودند ، وغرض از استفهام اين كه « كجايند » اين است كه در اندك وقتي رفتند والحال بجزاى خود رسيده‌اند پس دولت دنيا قابل اين نيست كه كسى از براي آن چنين دعويهاى دروغ كند وخود را بشقاوت ابدى وبدبختى سرمدي گرفتار نمايد ، و « راسخ » بمعنى ثابت وپاى برجاست وايشان اگر چه دعوى زيادتى در علم بر آن حضرت بلكه مساواة با آن حضرت نيز در علم نمىنمودند بلكه بأعلميّت آن حضرت در أكثر أوقات قائل مىشدند چنانكه عمر هر مسئلهء كه بر أو مشكل مىشد از آن حضرت سؤال ميكرد ومكرّر مىگفت كه : اگر نمىبود على هلاك مىشد عمر ، نهايت چون خليفه وامام بايد كه راسخ در علم باشد يعنى ثابت باشد در آن وتغيّر در رأى أو نرود باعتبار اين كه علم أو لدنّى باشد واز روى فكر واجتهاد كه تغيير وتبديل در آن مىرود نباشد وأفضل از همهء رعيّت باشد پس دعوى امامت ايشان وغصب آن از أهل بيت صلوات اللّه عليهم بمنزلهء دعوى اين است كه : ما راسخان در علميم نه ايشان ، پس آن حضرت جهت اشاره بلزوم اين معنى