تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١

2811

اين الّذين ملكوا من الدّنيا اقاصيها « 1 » . كجايند آنانكه مالك شدند از دنيا تا أطراف دور آن را .

2812

اين الّذين استذلّوا الأعداء وملكوا نواصيها « 2 » . كجايند آنانكه خوار گردانيدند دشمنان را ، ومالك شدند پيشانيهاى ايشان را ، « مالك شدن پيشانى كسى » كناية از تسلّط بر اوست .

2813

اين الّذين دانت لهم الأمم . كجايند آنانكه فروتنى كردند از براي ايشان امّتها يعنى أهل دنيا يا طوايف مردم .

2814

اين الّذين بلغوا من الدّنيا اقاصى الهمم . كجايند آنانكه رسيدند از دنيا بنهايتهاى همّتها يعنى به آن چه نهايت همّتهاى مردم بود وكسى همّت بر زياد بر آن نگمارد .

2815

اين تختدعكم كواذب الآمال . كجا فريب مىدهد شما را اميدهاى دروغ يعنى اميدهاى دروغ كه فريب مىدهد شما را ومشغول مىگرداند بسعى از براي آنها ، « كجا مىبرد شما را » يعنى بكجا مىرساند عاقبت حال شما را ، ودروغ بودن آنها باعتبار آنست كه بعمل نيايد .

2816

اين يغرّكم سراب الال . كجا فريب مىدهد شما را سراب آل ، « آل » نيز بمعنى سراب است وغرض تأكيد است يا مخصوص آن است كه در اوّل روز ديده شود وبنا بر اين از قبيل اضافهء عامّ بخاصّ است ومراد بآن آرزوهاى بىاصل واميدهاى باطل است وتخصيص بآل
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) ياء « اقاصيها » و « نواصيها » را حركهء نگذاشته وگويا نظر باين داشته كه ممكن است ياء را در اين گونه موارد بدون حركه وساكن خواند از قبيل « أعط القوس باريها » . ( 2 ) شارح ( ره ) ياء « اقاصيها » و « نواصيها » را حركهء نگذاشته وگويا نظر باين داشته كه ممكن است ياء را در اين گونه موارد بدون حركه وساكن خواند از قبيل « أعط القوس باريها » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 361 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)