تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
رسولان را ، و « رسّ » چنانكه أهل لغت گفته‌اند چاهى بود از بقيّهء أولاد ثمود كه تكذيب كردند پيغمبر خود را وانداختند أو را در آن چاه وپركردند چاه را . شيخ صدوق محمّد بن بابويه طاب ثراه در كتاب عيون الأخبار وكتاب علل الشّرايع روايت كرده از حضرت امام ثامن ضامن امام علىّ بن موسى الرّضا عليهما أفضل التّحيّة والثّنا كه آن حضرت نقل فرموده از آباى عظام كرام خود تا حضرت سيّد الشّهداء صلوات اللّه وسلامه عليهم أجمعين كه آن حضرت فرموده كه : آمد نزد أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب صلوات اللّه وسلامه عليه پيش از شهادت آن حضرت بسه روز مردى از بزرگان قبيلهء تميم كه أو را عمرو مىگفتند پس گفت : اى أمير المؤمنين خبر ده مرا از أصحاب رسّ كه در كدام عصر بودند ايشان ؟ وكجا بود منازل ايشان ؟ وكه بود پادشاه ايشان ؟ وآيا فرستاده خدا بسوى ايشان پيغمبرى يا نه ؟ وبچه چيز هلاك كرده شدند ايشان ؟ پس بدرستى كه من مىيابم در كتاب خدا ذكر ايشان را ونمىيابم خبر ايشان را ، پس فرمود باو آن حضرت عليه السّلام : بتحقيق كه سؤال كردى تو از حديثي كه سؤال نكرد مرا از آن أحدى پيش از تو وحديث نخواهد كرد ترا بآن أحدى بعد از من مگر اين كه از من باو رسيده باشد ، ونيست در كتاب خداى تعالى آيهء مگر اين كه من مىدانم آن را ومىدانم تفسير آن را ، واين كه در چه مكاني نازل شده از زمين هموار يا كوه ، ودر چه وقت نازل شده از شب يا روز ، وبدرستى كه در اينجا علم بسياريست واشاره فرمودند بسينهء خود ، وليكن طلب كنندگان آن كمند ، يعنى پس از اندك وقتي كه نخواهند يافت مرا پشيمان خواهند شد كه : چرا تحقيق علوم از أو نكرديم وپس از اندك وقتي پشيمان خواهند شد اگر نيابند مرا . بود از قصهء ايشان اى برادر تميمي اين كه : بودند ايشان قومي كه عبادت مىكردند درخت صنوبرى « 1 » را كه آن را « شاه درخت » مىگفتند كه يافت پسر نوح كاشته بود آن را بر كنار چشمهء كه مىگفتند
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية بخطّ خود نوشته : « صنوبر درخت كاج را گويند » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 352 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)